از براي اصلاح دروغ بسيار بگويد كذّاب نباشد .
وروايت شده از آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه كه فرمود كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله فرموده كه : نيست دروغى بر اصلاح كننده ، بعد از آن خواند اين آية كريمه را
أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ
بعد از آن فرمود كه : واللّه كه ايشان دزدى نكرده بودند وأو دروغ نگفته بود بعد از آن خواند اين آية كريمه را
بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ
بعد از آن فرمود كه : واللّه كه آنها يعنى بتان نكرده بودند آن را وأو دروغ نگفته بود .
( توضيح اين حديث شريف اين است كه ) استشهاد شده بر اين كه دروغ بر اصلاح كننده نمىباشد بدو آية كريمه كه يكى در حكايت حضرت يوسف عليه السلام وارد شده ويكى در حكايت حضرت إبراهيم صلوات اللّه وسلامه عليه واستشهاد بآية اوّل باعتبار اين است كه منادى حضرت يوسف عليه السلام بأمر آن حضرت آمد نزد قافله برادران آن حضرت وندا كرد كه : اى مردم قافله بدرستى كه شما دزدانيد ، با آنكه ايشان دزدى نكرده بودند وأو دروغ نگفته بود ووجه اين بود كه آن از براي اصلاح بود وبا قصد اصلاح دروغ نباشد ومجمل حكايت اين است كه حضرت يوسف عليه السلام صلاح در اين ديده بود كه بنيامين برادر خود را از برادران ديگر بگيرد وپيش خود نگاه دارد واين ممكن نبود مگر باين نحو كه حجّتى بر ايشان تمام شود كه منازعه نتوانند كرد پس چاره كار را در اين ديدند كه يك چيزى در ميان أسباب برادر خود بنيامين پنهان كنند وبعد از آن چنين ظاهر سازند كه أو دزديده وچون حكم در شريعت آل - يعقوب عليه السلام اين بود كه هر كه دزدى كند دزد را يك سال ببندگى نگاه دارند بنا بر اين ايشان را بمذهب خود الزام كنند وبنيامين را از ايشان بگيرند كه أو شرعا بايد يك سال در بندگى باشد پس چنان كردند ومشربه پادشاه را در ميان أسباب بنيامين