تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
گفت ، يا اين كه مراد اين باشد كه ورع أساس بقاى تقوى بمعنى دويم است وموجب ثبات آن است ، وهمين كه كسى خلاف پرهيزگارى بعمل آورد ومرتكب نامشروعى شد خوف حقّ تعالى از دل أو برود وديگر در محرّمات بىباك شود ومدار أو بر ارتكاب آنها گردد ، پس بايد بهيچ وجه راه خلاف ورع بخود نداد ، يا اين كه مراد به « ورع » خصوص پرهيزگارى از افعال حرام باشد ومراد اين باشد كه اين معنى أصل بناى تقوى است بمعنى پرهيزگارى حقيقي كه شامل امتثال أوامر وترك مناهى همه باشد .

1107

الحرص يزرى بالمروّة . حرص عيبناك مىگرداند مروّت ومردى را .

1108

الملل يفسد الأخوّة . آزرده كردن باطل ميكند برادرى را ، يعنى هر چند كسى برادر نسبى كسى باشد يا دوست وبرادر معنوي بايد كه أو را آزرده نكرد كه آزردگى فاسد وباطل كند برادرى را پس نتوان از راه اعتماد بر برادرى كسى كردن كه باعث آزردگى أو شود ودر بعضي نسخه‌ها « الملك » واقع شده يعنى پادشاهى وبنا بر اين معنى است كه پادشاهى فاسد كند برادرى را يعنى پادشاه رعايت برادرى ودوستى نكند بلكه باندك تقصيري همه را فراموش كند وغضب كند پس كسى هر چند با پادشاه در مرتبه برادرى ودوستى باشد بايد كه تكيه بر آن نكند ودر خدمات أو راه مساهله وتقصير بخود ندهد . وممكن است كه مراد اين باشد كه در باب پادشاهى وبر سر آن ديگر كسى رعايت برادرى ودوستى نكند پس در حفظ وحراست ملك ومملكت اعتماد بر آن نتوان كرد پادشاه هر چند پادشاه ديگر با أو دوست وبرادر باشد بايد كه از أو بر حذر باشد وضبط ملك خود نمايد واعتماد بر اين نكند كه فلان با ما دوست وبرادر است متعرّض ملك ما نخواهد شد .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 279 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)