گردند تا وقتي كه همه از حساب فارغ شوند بعد از آن شروع در حساب ايشان شود وغير از اين از أحاديث كه در اين باب وارد شده .
1002
التّكبّر بالدّنيا قلّ .
تكبّر كردن بسبب دنيا وبزرگى در آن كمي است يعنى از كمي بصيرت وپستى فطرت است وكسى كه أو را اندك علوّ فطرتى باشد داند كه دنيا را نه قدر ومقدارى باشد ونه ثبات وبقائى كه سبب تكبّر تواند گرديد .
1003
العلم أصل الحلم .
دانش أصل وبيخ حلم است وحلم از فروع وشاخهاى آن است .
1004
الحلم زينة العلم .
حلم زينت علم است وسبب آراستگى آن گردد .
1005
الحسود لا شفاء له .
حسود نيست شفائي از براي أو ، يعنى هرگز از مرض حزن واندوهى كه لازم حسد است شفا نيابد وبصحّت نگرايد بلكه هر روز بكسى نعمتي تازه رسد كه سبب حزن واندوه أو گردد واز همّ وغمّ آن بگدازد پس اگر از آن مرض بىباك وبيمارى دردناك شفا ونجات خواهد بايد كه بقانون عقل وحكمت ومنهاج تأمّل وفكرت حسد را از خود زايل كند .
1006
الخائن لا وفاء له .
خائن نيست وفائى از براي أو ، واين فقره تخمينا يك جزو قبل از اين مذكور وشرح شد حاجت اعاده نيست .