تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
إبله نيز چنين باشد باعتبار اين است كه در غير إبله گاهى خود بقبح آن مىرسد وترك مىدهد بخلاف إبله كه تا جواب ميگوئى أو مىگويد وهر بار بدتر ميكند ، يا اشاره است باين كه كسى كه هرزه گويد حكم إبله دارد تا سفيه وإبله نباشد هرزه نگويد وايذاى مردم نكند .

995

الورع شيمة الفقيه . پرهيزگارى خصلت فقيه است يعنى دانا يا داناى باحكام شرعيّه .

996

الأدب صورة العقل . أدب صورت وشبيه عقل است اگر كسى خواهد بعقل وخرد كسى نظر كند بادب أو نگاه كند عقل أو بقدر أدب اوست و « أدب » حسن سلوك ومحاسن أوضاع وأطوار كسى را گويند در گفتار وكردار وبمعنى خوب فراگرفتن وآموختن نيز آمده ومعنى اوّل در اين فقره مناسب‌تر است وبمعنى زيركى نيز آمده وآن عين عقلي است كه أدب را صورت آن فرموده‌اند ، پس باين معنى مناسب نيست .

997

الامل حجاب الاجل . اميد پرده مرگ است يعنى نگذارد صاحب خود را كه نظر بمرگ كند وبفكر آن افتد وتهيّه آن نمايد پس گويا پرده است كه مىپوشاند آنرا .

998

الأدب كمال الرّجل . أدب كمال وتمامى مرد است و « أدب » در اينجا بهر يك از سه معنى كه در فقره سابق مذكور شد مىتواند بود .

999

المرء لا يصحبه إلّا العمل . مرد همراه ويار أو نخواهد بود مگر عمل ، پس بايد كه كمال سعى أو در
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 246 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)