حسن عمل باشد كه رفيق أو باشد بعد از مفارقت از اين سرا نه در آنچه نهايت مصاحبت آن دو روزه عمر باشد ومراد به « همراه بودن عمل » اين است كه اثر آن از نفع وضرر باقي باشد از براي أو وباو برسد ، وممكن است كه بر ظاهر آن محمول شود وبنا بر آنچه در أحاديث وارد شده كه عمل اين كس مجسّم ومصوّر شود وبا أو باشد در قبر وروز حشر تا وقتي كه عرض شود بر خداى عزّ وجلّ « 1 » وعمل خوب مصوّر شود وبصورت شخصي در كمال حسن وخوبى منظر وخوشبوئى وبشارت دهد أو را بروح وريحان وجنّت نعيم ، وعمل بد مصوّر شود بصورت زشتترين خلق خدا وبد بوترين ايشان ومژده دهد أو را بحميم وجحيم نعوذ باللّه منه ، وپوشيده نيست كه تجسّم اعمال كه اعراضى چند باشند معدوم شده باين معنى كه عين ذات آنها شخصي شود مجسّم
هامش
( 1 ) بايد دانست كه أحاديث داله بر تجسم اعمال در أبواب متفرّقه كتب أحاديث نقل شده است هر كه طالب باشد بمظانّش مراجعه كند ليكن در « باب ادخال السرور على المؤمن » در كتب معتبره اخبار قسمت معظم آنها نقل گرديده است ودر مراجعه بباب مذكور براي أهل اكتفا كفايت است وشبيه بمضمون حديث مذكور در متن است در بعضي جهات اين حديث شريف كه صدوق رضوان اللّه عليه در خصال در باب الثلاثة نقل فرموده باين عبارت ( ص 56 نسخه مطبوعه بسال 1302 در إيران ) :
« حدثنا أبي ( رض ) قال : حدثنا عبداللّه بن جعفر الحميري ، عن هارون بن مسلم ، عن مسعدة بن زياد ، عن جعفر بن محمّد ، عن أبيه جدّه عليهم السلام قال قال علىّ عليه السلام :
انّ للمرء المسلم ثلاثة أخلاء فخليل يقول له : انا معك حيا وميتا وهو عمله ، وخليل يقول له : انا معك إلى باب قبرك ثم أخليك وهو ولده ، وخليل يقول له : انا معك ، إلى أن تموت وهو ماله فإذا مات صار للوارث .
وشبيه بمضمون اين حديث است در انقسام ياران بسه قسم ابيات زيرين ، وهر قسمي را از آنها بر قسمي از اقسام مذكوره منطبق مىتوان نمود .دلا ياران سه قسمند ار بدانى * زبانىاند ونانىاند وجانى
بنانى نان بده از در برانش * نوازش كن بياران زبانى
وليكن يار جانى را بدست آر * بجانش جان بده ار مىتوانى