892
الفضل مع الاحسان .
فزونى وبرترى با احسان بمردم است وهر كه احسان ونيكوئى كند بمردم مرتبه أو فزون شود وقدر أو برتر گردد .
893
الّلؤم مع الامتنان .
ملامت وسرزنش يا پستى مرتبه ودنائت با منّت گذاشتن است يعنى كسى كه احسانى بكسى كند ومنّت بر أو گذارد ملامت كرده شود يا پست مرتبه ودنى باشد .
894
النّدم على الخطيئة يمحوها .
پشيمانى بر گناه محو كند آنرا ، زيرا كه حقيقت توبه همان است ودر محو شدن گناه بتوبه خالص شبهه نيست وآيات واخبارى كه دلالت بر آن كند زيادة از حدّ وحصر است .
895
العجب بالحسنة يحبطها .
عجب بحسنه يعنى فخر كردن وناز كردن بآن باطل مىگرداند آن حسنه را چنانكه قبل از اين نيز مذكور شد .
896
العاجلة غرور الحمقى .
دنيا غرور كم خردان است و « غرور » بضمّ غين بمعنى فريب است وبفتح آن فريب دهنده وبنا بر ثاني كلام بر ظاهر محمول است وبنا بر اوّل بايد كه بر مبالغه محمول شود يعنى چندان فريب دهنده است كه گويا عين فريب شده يا از فريب مجازا فريب دهنده اراده شده وهر دو وجه در كلام عرب شايع است .
897
الغفلة شيمة النّوكى .
غفلت وبىخبرى خصلت احمقان است كسى را كه عقل كامل باشد بايد كه از مهامّ آخرت ودنياي خود غافل نگردد .