تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨

553

الايمان شفيع منجح . ايمان شفاعت كننده است فيروزمند ، ظاهر اين است كه مراد به « ايمان » اسلام باشد و « بودن آن شفاعت كننده فيروزمند » يعنى شفاعت كننده كه شفاعت أو البتّه باجابت رسد وقبول شود ، باعتبار اين است كه بعد از اسلام گناهان گذشته تمام عفو شود چنانكه حديث مشهور « الاسلام يجبّ ما قبله » يعنى اسلام قطع ميكند آنچه را پيش از آن باشد ، دليل است بر آن ، پس گويا أو شفاعت همه آنها كرده وشفاعت أو قبول شده ، وممكن است كه : مراد بايمان معنى اصطلاحى آن باشد يعنى اسلام با اعتقاد بأئمّه حقّ كه ائمّه اثنى عشر عليهم صلوات اللّه الملك الأكبر باشد ، ومراد اين باشد كه : ايمان شفاعت بسيارى از گناهان مؤمن را يا همه آنها را كند وشفاعت آن أجابت شود چنانكه بعضي أحاديث ديگر نيز شاهد بر اين باشد واللّه تعالى يعلم .

554

البرّ عمل مصلح . نيكوئى عملي است كه بصلاح آورد حال اين كس را يعنى در آخرت ودنيا .

555

العجب عنوان الحماقة . خود بيني سر سخن يا دليل كم خردى است ، چنانكه مكرّر مذكور شد .

556

القناعة عنوان الفاقة . قناعت علامت پريشانى است ، يعنى سائل وأمثال أو را هرگاه هر چه بدهند بآن قانع شود وسماجت وابرام نكند كه اين كم است وديگر بدهيد اين نشان پريشانى اوست ، وهرگاه بر خلاف اين باشد نشان اين است كه در واقع پريشان نيست ، ودر بعضي نسخه‌ها « عون الفاقة » است وبنا بر اين معنى اين است كه : قناعت يارى كننده پريشانى است يعنى پريشانى را بايد بآن يارى ومدد كرد تا سخت ودشوار نباشد .