544
التّوكّل حصن الحكمة .
توكّل حصار حكمت است مراد به « توكّل » حواله كردن أمور خود بحق تعالى است واعتماد بر أو داشتن در هر باب ، ومراد اين است كه اين معنى حصاريست از براي حفظ از شرور وبلاها وپناهى است از براي ايمنى از آنها كه حكمت يعنى دانستن أشياء ومعرفت آنها بر وجه راست ودرست آنرا حصن كرده وحكم كرده ببودن آن حصن وپناه .
545
التّوفيق اوّل النّعمة .
توفيق يعنى مهيّا نمودن حق تعالى أسباب خير را از براي كسى اوّل نعمت است يعنى از همه نعمتها برتر است وبر همه مقدّم است ، يا مراد اين است كه نعمت حقيقي يا فرد كامل نعمت صدور خيرات است واوّل مقدّمات آن توفيق حق تعالى است .
546
الصّمت روضة الفكر .
خاموشى باغ فكرست ، يعنى چنانكه مردم از سير وگشت باغ خرّم ومسرور گردند فكر يا صاحب آن از سير وگشت خاموشى شكفته وشادمان گردد .
547
الغلّ بذر الشّرّ .
كينه تخم بديست كه بهر سينه كه كشته شود رستنگاه بدى گردد .
548
الحقّ سيف قاطع .
حق شمشيريست برنده يعنى حكم حق شمشيريست برنده كه بىحيله وتزويرى قطع وفصل هر دعوى وخصومتى كند ، يا سخن حق مطلقا شبيه بشمشير برنده است كه هر چه كند مكر وحيله در آن نباشد .