540
التّوحيد حيوة النّفس .
يگانه دانستن حق تعالى يا علم باو وبهمه صفات جمال وجلال ( زيرا كه « توحيد » بهر دو معنى مستعمل مىشود ) حيوة حقيقي نفس است ودر نظر حقيقت جان بآن زنده گردد وبي آن حكم ميّت دارد .
541
الذّكر مفتاح الانس .
ذكر حق تعالى وياد آورى أو كليد انس وآرام باوست هر كه خواهد أو را انس وآرام بحق تعالى وانقطاع وبريدگى از خلق حاصل شود پس بذكر خدا متوسّل شود .
542
المعرفة الفوز بالقدس .
معرفت يعنى شناخت حق تعالى يا مطلق علوم دينيّه فيروزى يافتن است بپاكى وتنزّه از معاصي ومنهيّات وصفات ذميمه وملكات رذيلة يعنى سبب آن گردد ، يا معرفت حقيقي آنست كه با تقدّس وتنزّه باشد ومعرفتي كه با آن نباشد در حقيقت معرفت نيست .
543
الشّريعة رياضة النّفس .
شريعت رياضت نفس است ، « شريعت » جائى را گويند كه مردم آنجا روند از براي آب خوردن يا آب برداشتن ودين وملّت را نيز گويند باعتبار تشبيه آن بجاى مذكور .
ودر اينجا ممكن است مراد معنى اوّل باشد ومعنى اين باشد كه : شريعت حقيقي وجائى كه از آن سيراب توان شد رياضت فرمودن نفس ورام كردن آنست باطاعت وفرمانبردارى حق تعالى وامتثال أوامر واجتناب از نواهى أو .
وممكن است مراد معنى دويم باشد ومعنى اين باشد كه : غرض از شريعت وقرار دادن آن رام فرمودن نفس است باطاعت وفرمانبردارى وامتثال أوامر واجتناب از نواهى .