549
الباطل غرور خادع .
باطل فريب دهندهايست مكر كننده ، يعنى حكم باطل يا سخن باطل يا سخن باطل مطلقا از راه فريب ومكر پيش رود واگر آميخته بآن نشود كارى از آن نيايد .
550
الزّهد متجر رابح .
ترك دنيا تجارتي است سود كننده .
551
العمل ورع راجح .
عمل پرهيزگاريئى است راجح ، يعنى عملي كه بكار اين كس آيد ودر حقيقت آن را عمل توان گفت پرهيزگارئيست كه راجح باشد يعنى غالب باشد بر خلاف آن ، ومراد واللّه تعالى يعلم اين است كه : أقلّ مراتب عمل اين است كه پرهيزگارى بر خلاف آن راجح باشد پس كسى كه خلاف پرهيزگارى در أو غالب باشد يا پرهيزگارى وخلاف آن در أو برابر باشد عمل أو عمل نيست وگويا در أصل كار نيكى نكرده پس عملي را كه في الجملة عمل توان گفت عمل كسيست كه پرهيزگارى در أو غالب باشد وهر چند غلبه آن بيشتر باشد أو كاملتر باشد تا بمرتبه كه ديگر خلاف پرهيزگارى أصلا از أو سرنزند كه مرتبه معصومين صلوات اللّه وسلامه عليهم باشد وديگرى را آن رتبه ميسّر نشود ودر بعضي نسخهها « الورع عمل راجح » است وبنا بر اين ترجمه اين است كه : پرهيزگارى عملي است راجح ، يعنى سنگين در ميزان عمل .
552
الكذب عيب فاضح .
دروغ عيبى است رسوا كننده ، زيرا كه غالب اين است كه ظاهر مىشود دروغ بودن آن پس رسوا مىگرداند قائل را ، وممكن است كه مراد اين باشد كه : رسوا كننده است در آن نشأه .