تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
وهمه اين احتمالات جاريست در جائى نيز كه در مقام صفتي گويند كه : بهترين صفتهاست هرگاه چنين حكمي در باره دو صفت واقع شود ، پس در آنجا نيز دفع منافاة بهر يك از احتمالات مذكوره توان كرد .

560

الرّفق يفّلّ حدّ المخالفة . نرمى رخنه ميكند وكند مىگرداند تندى مخالفت را ، يعنى هر كه با كسى در مقام مخالفت وناسازگارى باشد بنرمى ومهربانى تندى مخالفت أو را توان شكست وأو را بهموارى موافق توان كرد .

561

البشر يطفى نار المعاندة . شكفته روئى خاموش مىگرداند آتش دشمنى را ، واين نيز بمنزله تأكيد فقره سابق است .

562

الجفاء يفسد الإخاء . ترك صله ونيكوئى فاسد مىگرداند برادرى را ، هر كه برادرى ودوستى كسى را خواهد بايد كه صله أو را بجا آورد ونيكوئى كند باو ، واگر نه دوستى وبرادرى نماند .

563

الوفاء عنوان الصّفاء . وفا سر سخن يا دليل وعلامت صافي باطن است ، يعنى هر كه وفا كند بوعده‌ها كه بمردم كند اين علامت اين است كه باطن أو از مكر وحيله صاف وپاك است .

564

المزيع والخائن سواء . ميل فرماينده وخيانت كننده برابرند ، يعنى كسى كه ميل فرمايد كسى را از حقّ ودلالت كند أو را بر خلاف حقّ وراه نمايد بآن با آن كس كه بدلالت أو