وهمه اين احتمالات جاريست در جائى نيز كه در مقام صفتي گويند كه : بهترين صفتهاست هرگاه چنين حكمي در باره دو صفت واقع شود ، پس در آنجا نيز دفع منافاة بهر يك از احتمالات مذكوره توان كرد .
560
الرّفق يفّلّ حدّ المخالفة .
نرمى رخنه ميكند وكند مىگرداند تندى مخالفت را ، يعنى هر كه با كسى در مقام مخالفت وناسازگارى باشد بنرمى ومهربانى تندى مخالفت أو را توان شكست وأو را بهموارى موافق توان كرد .
561
البشر يطفى نار المعاندة .
شكفته روئى خاموش مىگرداند آتش دشمنى را ، واين نيز بمنزله تأكيد فقره سابق است .
562
الجفاء يفسد الإخاء .
ترك صله ونيكوئى فاسد مىگرداند برادرى را ، هر كه برادرى ودوستى كسى را خواهد بايد كه صله أو را بجا آورد ونيكوئى كند باو ، واگر نه دوستى وبرادرى نماند .
563
الوفاء عنوان الصّفاء .
وفا سر سخن يا دليل وعلامت صافي باطن است ، يعنى هر كه وفا كند بوعدهها كه بمردم كند اين علامت اين است كه باطن أو از مكر وحيله صاف وپاك است .
564
المزيع والخائن سواء .
ميل فرماينده وخيانت كننده برابرند ، يعنى كسى كه ميل فرمايد كسى را از حقّ ودلالت كند أو را بر خلاف حقّ وراه نمايد بآن با آن كس كه بدلالت أو