گفتن وسر گوشى كردن ، وظاهر است كه آن گفتاريست ناگوار زيرا كه سبب كدورت حاضرين مىشود از راه دلالت بر نامحرمى ايشان ، بلكه بسيار باشد كه توهّم كنند كه غيبت يكى از ايشان است واز آن راه مكدّر شوند خصوصا هرگاه غير آنكه راز باو گفته مىشود همين يكى باشد چه در اين صورت چون منحصر مىشود نامحرمى در أو ، وهمچنين توهّم غيبت بيشتر باعث كدورت باشد بخلاف اين كه زيادة بر يكى باشد چه هر يك احتمال اين مىدهند كه نامحرم ديگرى باشد واگر غيبت باشد غيبت ديگرى باشد پس سبب كدورت زيادى از براي هيچ يك نشود .
505
الخرس خير من العىّ .
« عىّ » بعين بىنقطه مكسوره است ومعنى اين است كه گنگى بهتر است از عاجز بودن در گفتگو ، يعنى از اين كه كسى مطلب ومرام خود را تمام ومحكم نتواند كرد وعاجز شود از آن ، وبنا بر اين ظاهر است كه گنگى بهتر است از آن ، چه گنگى عيبى است صوري واين عيبى است معنوي .
وممكن است كه مراد عجز در سخن گفتن باشد باعتبار گرفتن زبان ونحو آن و « بهترى گنگى » باعتبار اين باشد كه اين سبب تمسخر واستهزاى مردم زيادة از گنگى باشد ودر بعضي نسخهها « غىّ » بغين نقطه دار [ مفتوحه ] واقع شده وبنا بر اين معنى اين است كه : گنگى بهتر است از گمراهى يعنى از سخنى كه باعث گمراهى كسى شود يا از گمراهى كسى سرزند ودر بهترى گنگى از آن شبهه نيست ، نهايت نسخه اوّل ظاهرتر است چنانكه بر متأمّل مخفى نيست .
506
الطّاعة غنيمة الأكياس .
طاعت وفرمانبردارى حقّ تعالى غنيمت زيركان است يعنى زيركان آنرا غنيمت دانند و « غنيمت » آن مالي را گويند كه از كفّار بجنگ بدست آيد وبعد از آن هر مال يا نفعي را كه بىمعاوضه بدست آيد « غنيمت » گويند و « بودن طاعت غنيمت »