دارد واز سر تقصير أو بگذرد اين دليل بر عقل اوست زيرا كه عفو شرعا وعقلا مستحسن است وباعث جلب قلوب وذكر خير گردد ووسيله اين شود كه أو هم اگر تقصيري كرده باشد يا بكند نسبت بديگرى عفو شود ومؤاخذه نشود خصوصا نسبت بدرگاه حق تعالى زيرا كه خداى عزّ وجلّ از آن كريمتر است كه عفو نكند تقصير كسى را كه أو تقصيرات ديگران را نسبت بخود عفو نمايد بخلاف انتقام كه بر آن چندان نفعي مترتّب نگردد .
498
الحلم عنوان الفضل .
حلم وبردبارى سر سخن برترى وفزونى مرتبه است يا دليل بر آن است .
499
العفو عنوان النّبل .
در گذشتن از گناه وتقصير مردم سر سخن يا دليل نجابت است يا ذكاء وفطنت .
500
الحمق أضرّ الأصحاب .
كم خردى زيان رسانندهترين مصاحبان است ، وهيچ مصاحبى آن قدر ضرر نتواند رسانيد كه گاهى أحمق خود بخود مىرساند .
501
الشّرّ أقبح الأبواب .
بدى زشتترين درهاست ، زيرا كه دريست كه از آن بجهنّم روند پس چه درى بزشتى آن باشد ؟ ! وممكن است كه « أقبح » ( بقاف وباء يك نقطه زير ) نباشد بلكه « أفتح » ( بفاء وتاى دو نقطه فوق ) خوانده شود ومعنى اين باشد كه : بدى گشادهترين وگشودهترين درهاست وسدّ آن كردن بغايت دشوار است مگر بعصمت ونگهدارى حق تعالى .