492
التّوكّل خير عماد .
توكّل بر خدا بهترين ستونى است ، بناى هر چه بر آن گذاشته شود خراب ومنهدم نگردد .
493
الورع خير قرين .
پرهيزگارى بهترين همنشينى است ، زيرا كه بيقين مصاحب خود را رستگار گرداند وبغير از آن كدام هم نشين چنين باشد .
494
الاجل حصن حصين .
اجل يعنى مدّت عمرى كه حق تعالى از براي هر كس حتما قرار داده وتقدير فرموده كه كمتر از آن نشود حصاريست محكم از براي أو كه تا در پناه آن باشد اگر عالم وعالميان در هلاك أو سعى نمايند راهى بآن نيابند « 1 » .
495
العقل يحسن الرّويّة .
عقل نيكو ميكند فكر را ، پس هر كه عاقلتر باشد اعتماد بر رأى وفكر أو بيشتر است ، يا مراد اين است كه فكرى كه از روى عقل باشد نيكوست نه آنچه از روى شيطنت ومكر وتزوير ومانند آنها زيرا كه آنها هر چند درست آيد عاقبتى ندارد .
496
العدل يصلح البريّة .
عدل با صلاح مىآورد حال خلايق را ، چه ظاهر است كه هرگاه مردم همه بعدل سلوك كنند وستم وظلمي نباشد كار همه كمال انتظام واستحكام خواهد داشت .
497
المعذرة « 2 » برهان العقل .
معذور داشتن دليل عقل است ، يعنى هر كه گنهكار وصاحب تقصير را معذور
هامش
( 1 ) درين مضمون نيكو گفتهاند :« اگر تيغ عالم بجنبد ز جاى * نبرّد رگى تا نخواهد خداى »( 2 ) كذا بخطه صريحا بفتح ذال ، ليكن در أقرب الموارد گفته : « المعذرة بتثليث الذال اسم بمعنى الحجة ج معاذر .