تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
پوشيده نيست كه در بدى غيبت وحرمت آن شكّ وشبهه نيست بشرطى چند كه در كتب فقه تفصيل شده ، نهايت حكم ببودن آن بدترين بهتانى چنانكه در اين كلام معجز نظام وارد شده اشكالى دارد زيرا كه هر غيبتي لازم نيست كه دروغ وبهتان باشد بلكه ياد كردن كسى ببدى غايبانه أو هر چند راست باشد غيبت است وحرام بلكه شايع استعمال غيبت در آن است كه راست باشد . وممكن است كه آن باعتبار اين باشد كه از راه كمال قبح وبدى اين كار حق تعالى مطلق آنرا خواه راست وخواه دروغ حكم دروغ وبهتان داده باشد وعذاب دروغ وبهتان بر همه جارى سازد نظير آنكه در قرآن مجيد در حكايت افك فرموده : فإذا يأتوا بالشهداء فأولئك عند اللّه هم الكاذبون ، يعنى پس چون نياوردند چهار گواه پس ايشان نزد خدا دروغگويانند با آنكه بمجرّد اين كه شهدا نياورده باشند ، لازم نيست كه دروغ گفته باشند ، پس مراد اين است كه چون شهدا نياوردند در حكم خدا دروغگويانند وحق تعالى حكم دروغگويان بر ايشان جارى ساخته .

485

الجهل يزلّ القدم . ناداني مىلغزاند پا را ومىاندازد اين كس را در مهالك دنيوي واخروى .

486

البغى يزيل النّعم . بغى زايل گرداند نعمتها را ، يعنى باعتبار كمال قبح وبدى آن نزد حق تعالى باعث اين شود كه حق تعالى نعمتها كه بصاحب آن داده زايل كند ، وبنكبت وخوارى گرفتار گردد و « بغى » بمعنى ستم وسربلندى نمودن ودروغ وعدول از حقّ همه آمده ، وهر يك در اينجا مراد مىتواند بود نهايت يكى از دو معنى اوّل ظاهرتر است .

487

الزّهد أصل الدّين . ترك دنيا يعنى محرّمات آن أصل دين است يعنى عمده اعمالي است كه در دين