432
العجل يوجب العثار .
شتاب وتعجيل در كارها وكردن آنها بىتأمّل وتفكّر موجب لغزيدن است واين ظاهر است ، ودر بعضي نسختها بدل « العجل » : « العجب » است وبنا بر اين معنى اين است كه خود بيني سبب لغزيدن گردد زيرا كه صاحب عجب وخود بيني را بخود اعتقاد اين است كه هر رأى كه بيند وهر چه كند محض خير وثواب است وبآن اعتبار چندان تأمّل در كارها نكند وبا كسى مشورت ننمايد ودر أكثر أوقات بلغزد وضررهاى دنيوي واخروى بخود رساند .
433
التّأنّى يوجب الاستظهار .
تأنّى سبب پشت گرمى است ، يعنى هر كه كارها را از روى تأنّى وآرامى وتأمّل وتفكّر كند وشتاب در آنها نكند پشت گرم وأيمن باشد از خطا وغلط بخلاف كسى كه بىتفكّر وتدبّر شتاب در آنها كند أو را پشتگرمى وايمنى از خطا وغلط نباشد .
434
الاصرار يوجب النّار .
اصرار موجب آتش است ، يعنى هرگاه كسى گناهى كرده باشد واصرار بر آن داشته باشد يعنى از آن پشيمان نباشد وباز عزم كردن آن گناه يا گناه ديگر داشته باشد اين معنى موجب دخول جهنّم گردد پس اگر از كسى گناهى صادر شود خواه صغيره وخواه كبيره بايد كه ديگر عزم آن نداشته باشد كه اگر باز عزم آن داشته باشد گناه أو كبيره شود هر چند أصل گناه صغيره باشد وگناه كبيره موجب وصول جهنّم است مگر اين كه از راه تفضّل عفو شود وجمعى از علما عزم گناه ديگر را نيز سبب اصرار مىدانند هر چند غير آن گناهى باشد كه كرده ودر بعضي نسخهها « الاضرار » بضاد نقطه دار است وبنا بر اين معنى اين است كه ضرر رسانيدن موجب آتش است .