439
الدّنيا معبرة الآخرة .
دنيا گذرگاه آخرت است ، پس اگر كسى سعى در تعمير آن كند بايد كه زيادة از حدّى كه در خور توقّف دوروزه آنجا باشد نباشد ، بخلاف آخرت كه مقصد اصلى ومحلّ أقامت لايزالى باشد آنچه در باب تعمير منازل آن سعى شود بجا ، وهر چند بيشتر بهتر خواهد بود .
440
الطّمع مذلّة حاضرة .
طمع محلّ خواريست يا خوارئى است حاضر يعنى خوارى طمع خوارئى است حاصل بالفعل وترتّب اثرى بر آن وحصول عزّتى از آن راه مجرّد احتمالي است وهيچ عاقلى خوارى حاضر را بمجرّد احتمال حصول عزّتى بسبب آن بر خود قرار ندهد .
441
الدّنيا مطلّقة الأكياس
دنيا طلاق داده شده صاحبان عقل وكياست است ، يعنى هر كه را عقلي وكياستى باشد دنيا را طلاق داده ورها كرده وقطع علاقة خود از آن نموده
442
العاجلة منية الأرجاس .
سراى عاجل دنيا آرزوى پليدان است ، وهر كه را نظافت ونزاهتى باشد تمنّاى آن نكند وبغير آخرت أو را تمنّائى نباشد .
443
العزّ مع اليأس .
عزّت با نوميدى است ، يعنى هر كه خود را نوميد از خلق كرد وقطع طمع از ايشان نمود پيش خدا وخلق عزيز ومحترم باشد .
444
الذّلّ في مسئلة النّاس .
خوارى در سؤال وخواستن از مردم است .