تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
در ساير أمور پرهيزگار باشد هرگاه راستى با أو نباشد پرهيزگارى أو بىجان وبمنزله معدوم باشد ، ودر بعضي نسخه‌ها « الدّعوى » بدل « التّقوى » است وبنا بر اين معنى اين است كه راستى زندگانى دعوى است ودعوئى كه راست نيست بيجان وبمنزله ميّت است .

355

الكتمان ملاك النّجوى . كتمان سرّ وپنهان كردن آن أصل بناى راز گفتن است تا كسى چنين نباشد كه سرّ را پنهان كند باو راز نبايد گفت .

356

القسط روح الشّهادة . عدالت جان گواهى است ، هر گواهيى كه از غير عادل باشد حياتي ندارد يعنى اعتباري نباشد آنرا .

357

الفضيلة غلبة العادة . فضيلت وبرترى غلبه عادت است ، يعنى فضيلتى است كه با غلبه عادت باشد يعنى كار خيريست كه عادت اين كس بآن غالب باشد وأكثر أوقات از أو صادر شود وهر چه چنين نباشد وگاهى از اين كس صادر شود چندان فضيلت ومزيّتى نيست ، وممكن است كه « غلبه » « عليّه » بعين بىنقطه ولام وياى دو نقطه در زير مشدّده خوانده شود ، وبنا بر اين معنى اين است كه فضيلت عادت بلند مرتبه است يعنى كار نيكو يا صفت حميده است كه عادت شده باشد وثابت وراسخ باشد وتا چنان نشود چندان فضيلتى نيست .

358

العفو زكاة الظّفر . در گذشتن از گناه زكاة فيروزيست ، يعنى هر كه ظفر وفيروزى بگناهكار يابد زكاة آن وحقّ خدا در آن نعمت اين است كه بشكرانه آن عفو كند گناه أو را ودر گذرد از آن وانتقام نكشد .