342
الاستغفار يمحو الأوزار .
طلب آمرزش ، يعنى با توبه وپشيمانى محو كند گناهان را .
343
الاصرار شيمة الفجّار .
اصرار يعنى اصرار بر گناه يعنى عزم گناه وقصد آن طبيعت وخوى گناهكاران است ، پس نيكوكار نبايد كه عزم گناه كند چه جاى آنكه آنرا بعمل آورد ، وممكن است كه مراد به « اصرار » ايستادگى كردن بر گناه باشد بمكرّر كردن آن يا كردن گناهى با عزم كردن آن بار ديگر هر چند هنوز نكرده باشد ، و « اصرار » باين معنى را فقها گناه كبيره شمردهاند هر چند اصرار بر گناه صغيره باشد ، وممكن است كه معنى اين باشد كه اصرار بر سخنى ومبالغه در آن خوى دروغ گويان است چنانكه شايع است كه دروغگو خبري كه دهد مبالغه در راستى آن كند وأكثر أوقات قسم هم بر آن ياد كند بخلاف راستگو كه مبالغه در آن نكند وبنا بر اين است كه از عزيزي نقل كنند كه كسى باو خبري داد ومبالغه در صدق آن كرد وقسم بر آن ياد نمود آن عزيز بعد از آن مراتب باو گفت كه اوّل كه تو خبر دادى باور كردم ، بعد از آن كه مبالغه كردى بد گمان شدم ، آخر كه قسم ياد كردى جزم كردم كه دروغ است .
344
السّاعات تنهب الاعمار .
ساعتها بغارت مىبرند عمرها را وفانى مىگردانند آنها را ، پس قدر هر ساعتي را بايد دانست وبلغو وعبث ضايع نكرد .
345
البطنة تمنع الفطنة .
پرى شكم از طعام منع ميكند دريافت را ، زيرا كه سبب گرانى بدن وغلبه بخار بر دماغ گردد وبا آن حال فكر وتأمّل ميسّر نباشد .