خواهد كه آن محفوظ باشد ونقص بآن راه نيابد از أمور متعلّقه باو ومتعلّقان أو وآباء وأجداد أو پس هر يك از آن أمور عرضى است از براي أو ، وكرم حفظ كننده همه اعراض أو باشد .
334
الاقتصاد ينمى القليل .
ميانه روى كه نه اسراف باشد ونه تقتير وتنگ گيرى فزايش مىفرمايد كم را ، يعنى وجه معاش قليل را بركت دهد .
335
الاسراف يفنى الجزيل .
اسراف وبىاندازه خرج كردن فانى ونيست كند بسيار را ، پس مسرف باين مغرور نشود كه بسيار دارد بسيار با اسراف در اندك وقتي ناچيز گردد .
336
السّاعات مكمن الآفات .
ساعتها محلّ پنهان شدن آفتهاست ، پس آدمي بايد كه در كارهاى خير كه مقدور أو باشد تعجيل كند وتأخير روا ندارد هر ساعتي كه آيد مظنّه چندين آفت است بسا باشد كه ساعت ديگر آفتى باو برسد كه مانع از آن گردد .
337
العمر تفنيه الّلحظات .
عمر فانى وناچيز گرداند آنرا لحظهها ، يعنى هر لحظه كه گذرد چيزى از آن كم شود تا فانى وناچيز گردد پس چنين امرى را چه ثبات وبقا باشد ، بايد فرصت غنيمت دانست ودر كارهاى خير شتاب كرد وهر لحظه را از عمر غنيمت دانست وبلغو وعبث ضايع نكرد ، و « لحظه » نگاه بگوشه چشم است وشايع شده استعمال آن در زماني كه بقدر آن باشد ودر اينجا نيز مراد آنست .
338
الصّادق مكرم جليل .
راستگو گرامى كرده شده بزرگ است .