حاجت مرد مؤمن دوستتر است بسوى من از بيست حجّ كه هر حجّه انفاق كند در آن صاحب آن صد هزار يعنى صد هزار درهم يا دينار .
وأيضا أحاديث ديگر در نظاير اين أبواب وارد شده از فضايل أموري چند كه در تنهائى ميسّر نشود وموقوف بر بودن ميانه مردم است مثل گشايش اندوه مؤمن واطعام مؤمن وكسوه أو والطاف بمؤمن واكرام أو وخدمت أو واصلاح ميانه مردم ومانند اينها .
وبالجملة احاديثى كه دلالت بر افضليّت معاشرت با مردم كند از حدّ تواتر گذشته است پس مراد باين كلام بر تقدير صحّت نسبت أو بأمير المؤمنين صلوات اللّه وسلامه عليه افضليّت تنهائى گزيدن واعتزال از مردم نيست بلكه مراد يا اين است كه :
سلامتى از زحمت وتعب در دنيا در تنهائيست وكسى كه تنها باشد أو را چندان مشقّتى نبايد كشيد وهر چند جمعيّت بر سر أو زياد شود تعب وزحمت أو زياد گردد ، يا مراد سلامتى در آخرت باشد ومراد اين باشد كه غالب اين است كه در تنهائى تحصيل سلامتى در آخرت توان كرد هر چند چنين كسى را مرتبه بلندى در آخرت نباشد بخلاف كسى كه بدام علايق أهل وعيال ومعاشرت با مردم گرفتار باشد زيرا كه سلامتى أو ونيفتادن در گناه بغايت دشوار است هر چند چنين كسى اگر سالم بماند مرتبه أو بسيار بلندتر از شخص تنهائى باشد كه سالم مانده باشد ، يا مراد تنهائى بحسب عرف باشد واين كه وابستگان بسيار وتبعه زياد نبايد گرفت زيرا كه غالب اين است كه تبعه ولحقه زياد در تبعه « 1 » ووبال اندازد ، يا مراد اين است كه سلامتى آدمي در آن وقتي است كه تنها باشد چه غالب اين است كه در تنهائى ضبط خود توان نمود امّا در وقت اختلاط با مردم پس سلامتى بغايت دشوار رو دهد وكافى است شاهد بر اين نظر در غيبت تنها كه زينت مجالس ومحافل گشته بلكه كم است كه دو كس يك ساعت با هم
هامش
( 1 ) تبعه يعنى مشقت ووزر ووبال