تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
بلكه ضرور ودر كار است چنانكه در بعضي وارد شده كه : يكى از آنها كه دعاى ايشان مستجاب نمىشود كسى است كه در خانه بنشيند ودعا كند كه : خدايا روزى بمن بده ، وطلب نكند ووجه جمع ميانه آنها چنانكه از تأمّل در آنها ظاهر مىشود اين است كه حق تعالى روزى را از براي بندگان قسمت كرده امّا از براي آن مراتب قرار داده قدرى از آن چنان است كه تقدير شده كه البتّه باين كس برسد خواه طلب كند وخواه نكند چنانكه در بعضي أحاديث وارد شده كه هر چند آدمي گريزد از آن آن از پى أو مىرود ومىرسد بآن ، وقدرى از آن چنان مقدّر شده كه مشروط بسعى وطلب ميباشد اگر كسى سعى وطلب كند در خور سعى وطلب أو باو برسد واگر نكند نرسد نهايت از براي اين نيز مرتبه قرار داده كه زيادة بر آن هر چند سعى وطلب كند لغو وعبث باشد وچيزى تحصيل نشود بنا بر اين پس آنچه وارد شده كه : روزى البتّه باين كس مىرسد ، آن قدر اوّلست وآنچه وارد شده كه : سعى وطلب بايد ، از براي قدر دويم است ، وآنچه وارد شده كه : سعى فايده ندارد ، آن در قدر سيّم است كه هزار سعى اگر كسى بكند از براي آن ثمره نبخشد ، ومخفى نيست كه قول آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه كه : « حريص محروم است » اشاره باين معنى مىتواند بود زيرا كه ظاهر آن اين است كه حرص وسعى زياد فايده ندارد نه اين كه سعى أصلا فايده ندارد كه اگر چنان بود ظاهر اين بود كه بفرمايند كه : ساعى محروم است ، وبدانكه علما رضوان اللّه تعالى عليهم از براي سعى مراتب قرار داده‌اند قدرى از آن را واجب مىدانند وآن بقدر تحصيل مؤنث خود وعيال واجب النّفقه است ، وقدرى زياد بر آن مستحبّ است وآن آنست كه غرض از آن صرف در مصرف خيرى باشد مثل توسعه بر عيال واطعام صادرين وواردين وأعانت فقرا ومساكين وساير سبل خيرات ومبرّات ، وامّا آنچه غير اين دو قسم باشد مباح مىدانند مگر اين كه جهت رجحانى از براي فعل آن يا ترك آن از خارج باشد وبنا بر اين ظاهر اين است كه قدر اوّل كه مذكور شد كه آن بهر كس البتّه برسد ومحتاج بسعى نباشد بقدر قوت لايموتى