تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

103

الامل خوّان . اميد بسيار خيانت كننده است زيرا كه غالب اين است كه اميدوار را مدّتها منتظر وچشم بر راه دارد وآخر بمراد نرسد وخيانت أو ظاهر گردد .

104

اليقظة نور ، الغفلة غرور . بيدارى يعنى آگاهى وبا خبر از أمور بودن روشنائى ونور است كه اين كس را در هر باب بمطلب برساند ، وغفلت وبىخبرى فريب وغرور كه آدمي را فريب دهد واز بسيارى از خيرات محروم سازد .

105

المكر لؤم ، الخديعة شؤم . مكر وحيله ملامت وسرزنش است يعنى سبب آن گردد ، وخدعه وفريب بد يمن وشوم باشد .

106

البخل فقر . بخل درويشى است چه بخيل بي وقوف تنعّم ورفاه خود را موقوف كرده ومانند پريشان بىسامان بتنگى معاش ساخته وچون مسكين نادار بساط فقر واعسار انداخته .

107

الخيانة غدر . خيانت بي وفائى است ، چه تا كسى ترك وفا نكند پيرامون خيانت نگردد ، وممكن است كه اين اشاره باشد باين كه : مطلق بىوفائى قبيح است ، مانند خيانت ، حتّى آنكه قبح خيانت باعتبار اينست كه نوعي از بىوفائيست .

108

الشّكّ كفر . شكّ كفر است ، يعنى شكّ در آنچه اعتقاد بآن در اسلام ضرور است از أحوال