103
الامل خوّان .
اميد بسيار خيانت كننده است زيرا كه غالب اين است كه اميدوار را مدّتها منتظر وچشم بر راه دارد وآخر بمراد نرسد وخيانت أو ظاهر گردد .
104
اليقظة نور ، الغفلة غرور .
بيدارى يعنى آگاهى وبا خبر از أمور بودن روشنائى ونور است كه اين كس را در هر باب بمطلب برساند ، وغفلت وبىخبرى فريب وغرور كه آدمي را فريب دهد واز بسيارى از خيرات محروم سازد .
105
المكر لؤم ، الخديعة شؤم .
مكر وحيله ملامت وسرزنش است يعنى سبب آن گردد ، وخدعه وفريب بد يمن وشوم باشد .
106
البخل فقر .
بخل درويشى است چه بخيل بي وقوف تنعّم ورفاه خود را موقوف كرده ومانند پريشان بىسامان بتنگى معاش ساخته وچون مسكين نادار بساط فقر واعسار انداخته .
107
الخيانة غدر .
خيانت بي وفائى است ، چه تا كسى ترك وفا نكند پيرامون خيانت نگردد ، وممكن است كه اين اشاره باشد باين كه : مطلق بىوفائى قبيح است ، مانند خيانت ، حتّى آنكه قبح خيانت باعتبار اينست كه نوعي از بىوفائيست .
108
الشّكّ كفر .
شكّ كفر است ، يعنى شكّ در آنچه اعتقاد بآن در اسلام ضرور است از أحوال