باشد وبقدر انفاق واجب شرعي نباشد زيرا كه اگر بقدر ضروري باشد قول بوجوب سعى از براي آن وجهي نخواهد داشت .
97
البخيل مذموم ، الحسود مغموم .
بخيل نكوهيده است ومستحقّ ذمّ ، وحسود ورشك برنده بر نعمت كسى هميشه ملازم همّ وغمّ .
98
الظّالم ملوم .
ستم كننده سزاوار سرزنش وملامت است .
99
الجفاء شين ، المعصية حين .
خلاف آداب در هر باب عيب وزشتى است ، ومعصيت ونافرمانى سبب هلاكت ومحنت .
100
الحازم يقظان ، الغافل وسنان .
صاحب حزم ودورانديشى بيدار است ، وصاحب غفلت در پينگى وآغاز خواب .
101
الحرمان خذلان .
محروم بودن از خيرات خذلانيست از جانب خدا وترك نصرت ويارى از أو ، وممكن است كه مراد به « حرمان » حرمان از رزق باشد وتنگ روزى بودن .
102
القنية « 1 » احزان .
مال مكتسب حزنها واندوههاست كه در كسب آن كشيده ودر ضبط ونگهبانى آن خواهد كشيد .
هامش
( 1 ) كذا بخطه صريحا بكسر قاف ، وبضم قاف نيز درست است .