79
الصّدق فضيلة ، الكذب رذيلة .
راست گوئى صفتيست كه باعث فزونى مرتبه اين كس گردد ، ودروغ گوئى خصلتيست كه سبب نقص وپستى حال أو شود ومشهور اين است كه صدق وراستى قول آنست كه مطابق واقع باشد وكذب ودروغ آنكه مخالف واقع باشد ، وبعضي مطابقه وعدم مطابقه با اعتقاد را در آنها اعتبار كردهاند پس هر قول كه مطابق اعتقاد قائل آن باشد راست است هر چند مخالف واقع باشد وهر چه مخالف اعتقاد قائل آن باشد دروغ است هر چند موافق باشد ، وبعضي در صدق وراستى مطابقه با واقع واعتقاد هر دو را اعتبار كردهاند ودر كذب ودروغ مخالفت هر دو را ، وبنا بر اين ميانه صادق وكاذب واسطه خواهد بود وهر چه مطابق واقع باشد امّا با اعتقاد مطابقه نداشته باشد يا لا مطابق باشد امّا اعتقاد لا مطابقه نداشته باشد نه صادق خواهد بود ونه كاذب ، وقول مشهور ظاهرتر است چنانكه در موضع خود بيان شده نهايت هر قول كه مطابق اعتقاد قائل نباشد سبب ذمّ أو مىتواند شد هر چند موافق واقع باشد وبحسب لغت كاذب نباشد وهر چه موافق اعتقاد أو باشد باعتبار آن قول مذموم نشود هر چند مخالف واقع باشد بلكه اگر مذموم شود باعتبار اعتقاد أو خواهد بود كه خلاف واقع است .
80
المعروف حسب .
معروف حسب است ، « معروف » هر صفت حميده وكار پسنديده را گويند وخصوص صله واحسانرا نيز گويند و « حسب » امريست كه سرمايه شرف وافتخار اين كس باشد وظاهر اين است كه معروف در اين عبارت بمعنى اوّل ومراد اين باشد كه امرى كه سبب شرافت وافتخار گردد صفات رضيّه واعمال مرضيّه است نه ساير اعتبارات ديگر مثل مال وجاه وبزرگى آباء وأجداد ، وممكن است كه مراد معنى