تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
آنرا از براي أو آماده كرده باشد ومراد اينست كه اين معنى از براي هر كه بشود عنايتى است از خدا در باره أو وتفضّلى بر أو ، پس بايد كه آنرا غنيمت شمارد ودر كردن آن كار تقصير وتأخير ننمايد . وممكن است كه مراد به « توفيق » در اين عبارت توفيق خدا نباشد بلكه مطلق تهيّه أسباب باشد ومراد به « عنايت » نيز عنايت خدا نباشد بلكه مطلق اهتمام باشد چنانكه معنى لغوى آنهاست ومعنى اين باشد كه تهيّه أسباب هر مطلبي اهتمام است بآن يعنى عمده همان است چه هر كه در كارى اهتمام داشته باشد غالب اين است كه آن ساخته مىشود چنانكه مشهور است كه : من طلب شيئا وجدّ وجد . هر كه طلب كند چيزى را وجدّ كند در آن مىيابد آنرا ، وبنا بر اين غرض از اين كلام اين است كه هر كه كارى را خواهد بشود بايد اهتمام بآن داشته باشد .

74

الاخلاص غاية . اخلاص غايت است يعنى غايت طاعات وعبادات وغرض از آنها بايد اخلاص با خدا ومجرّد تقرّب باو باشد وديگرى با أو شريك نشود ، وممكن است كه غايت بمعنى غرض وعلّت غائى نباشد بلكه بمعنى پايان ومنتهى باشد يعنى منتهاى فضل وكمال اخلاص با خداست .

75

الخوف أمان . ترس ايمنى است يعنى ترس از خدا ايمنى است از عذاب وعقاب روز جزا ، زيرا كسى كه أو را ترس از جناب أقدس ايزدى كما ينبغي باشد كارى نكند كه مستحقّ سخط وغضب أو گردد پس در روز جزا أيمن خواهد بود اگر كسى گويد كه : بنا بر اين جمعى را كه معصوم باشند وگناه نكنند بايد كه ايشان را در دنيا خوفي از خدا