و در مورد مناسك حجّ گفتهاند كه مانند كارهاى ديوانگان است ! و در مورد غسل جنابت گفتهاند كار سفيهانه است ! و آن را به كسى تشبيه كردهاند كه يك طرف لباسش نجس شود و تمام لباسش را بشويد و اين كار سفيهانه است ! و در مورد محرّمات شرعيه مانند شرابخوارى و زنا گفتهاند : حرمت اينها ظلم است ! و بعضى از عقلا به اباحهء اينها قائل شدهاند ، پس چگونه از راه عقل مىتوان به وجوب يا قبح اينها رسيد . و ممكن هم نيست مصالح اينها را از سخن پيامبر دريابيم مگر بعد از معجزهاى كه دليل بر صدق او باشد ؟ ! پس صحيح است كه بگوييم راهى جز « معجزه » براى پى بردن به مصلحت اينها وجود ندارد .
اما تشبيه به كسى كه ادّعا مىكند قرآن را حفظ كرده يا صنعتى را آموخته است ، راه اثباتش اين است كه قرآن را از حفظ بخواند و صنعت خود را ارائه دهد ، پس نمىشود پيامبرى را به اين تشبيه كرد ، زيرا با مشاهده مىتوان درستى و يا نادرستى صنعتى را فهميد و يا با مراجعه به قرآن ، حافظ بودن او را فهميد . امّا شريعتى كه پيامبر آورده اين گونه نيست ؛ زيرا راهى به شناخت مصلحت نماز در فلان وقت ، نه قبل و نه بعد ، در فلان مكان ، با فلان شرايط نيست و نمىتوان با مشاهده و راه عقل به آن پى برد .
مگر نمىبينى مخالفين ؛ كسانى كه قائل به عقليات هستند و منكر پيامبران و اديان مىباشند ، وقتى مىبينند مسلمانان با معجزه ، نبوّت و شريعت را پذيرفتند و آنان دقت مىكنند راه عقلى براى شناخت قوانين و مطابقت آنها با مصالح دنيوى نمىيابند ، لذا دين را نمىپذيرند .
اعجاز ، برهان صدق نبوّت
( 1 ) اما اينكه مىگويند : معرفت صدق نبوّت با معجزات ، شناخت غير يقينى است ؛ زيرا ممكن است كه از باب سحر باشد !