معجزه نياز دارند اما محققين وقتى آن را مطابق مصالح دنيوى يافتند ، آن را راست مىپندارند .
از فلاسفه حكايت شده است كه : اگر كسى ادعاى اختراع صنعتى را كرده باشد وقتى اين حرف صحيح است كه آن را نشان دهد . و مانند اين ، حفظ قرآن است كه دو نفر بگويند قرآن را حفظ كرديم و از آنان بپرسند : دليلتان بر حفظ قرآن چيست ؟
اوّلى قرآن را بخواند و مردم ببينند و دوّمى بگويند : دليل من بر حفظ قرآن اين است كه عصا را به مار تبديل مىكنم و ماه را دو نيمه مىنمايم و اين كارها را هم انجام دهد . باز كار اوّلى مطمئنتر از دوّمى است ؛ زيرا ممكن است دوّمى نوعى حيله و سحر و طلسم به كار برده باشد و در كار اوّلى هيچ شبهه وارد نمىگردد .
پاسخ شبهات مخالفين صحت نبوّت پيامبران
( 1 ) به اين افراد گفته مىشود : از كجا فهميدهاند كه آنچه پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - آورده مطابق مصالح دنيوى است - مثلا در مورد پيامبر اسلام كه شريعت او را تصديق مىكنيم - آيا از راه عقل اين مطابقت را فهميدهايد يا از راه نقل ؟
اگر بگويند : از راه عقل فهميدهايم ، گفته مىشود : از جمله چيزهايى كه پيامبر آورده و تشريع كرده ، نمازهاى پنجگانه و روزهء ماه رمضان و وجوب مناسك حج است ، از چه راهى مطابقت اينها را با مصالح دنيوى فهميديد ؟ آيا عقل به جهتى در اينها واقف شده ؟ يا حكم عقلى به وجوب اينها يافتهايد ؟ مانند اينكه بگوييد : از ناحيهء « عقل » دريافتيم كه هر كس مثلا اين نمازها را با خصوصياتش در وقتش نخواند ، مستحقّ مذمّت است ؛ چنانچه كسى كه امانتى نزد اوست وقتى صاحبش خواست و او عذرى نداشت و برنگرداند ، مستحق مذمت است ، ولى اين حرف صحيح نيست ؛ زيرا ما در فهم عقلا جهت واجب شدن روزهء ماه رمضان و حرام بودن آن در عيد فطر و قربان و ايام تشريق را نمىيابيم . و باز جهت واجب شدن نماز ظهر را با شرايطش در وقت ظهر و واجب نبودن آن را قبل از ظهر نمىتوانيم دريابيم .