تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
در فال و زوج و فرد هم صحيح در مىآيد بدون اينكه پايه‌اى داشته باشد . و اين اخبار موجب علم نمىگردد . و نمىشود . به آن اعتماد كرد و نمىتواند معجزه و برهان راستى صاحبش باشد . وقتى كه اخبار پيامبران و امامان هميشه درست درآمد و موافق واقع شد ، پس بايد معجزه باشد ؛ زيرا نمىشود كسى هيچ امتيازى نداشته باشد و از آينده و غيب خبر دهد و صحيح در بيايد و هيچ خلاف و كذبى در آن واقع نشود ، وقتى كه معجزات دليل راستگويى شدند ، پس ما را راهنمايى مىكنند كه صاحب آن از جانب خداست و خداوند او را به علم خود مخصوص گردانيده و نبىّ قرار داده است . و همچنين آنچه از علوم خداوند در دست وصى پيامبر به وقوع مىپيوندد ، دليل صدق اوست ، پس اخبار پيامبر و امامان از غايبات ، دليل راستگويى آنان است .

اخبار از غيب ، دليل است بر صداقت گويندهء آن

( 1 ) معناى غيب يعنى چيزى كه از احساس ما پنهان است يا ما نمىتوانيم به آن علم پيدا كنيم و دستيابى به آن ممكن نيست مگر به وسيلهء شخص صادقى كه از غيب خبر داشته باشد . و اين طور هم نيست كه فقط توسط جبرئيل به تمام غيبها پى ببريم ؛ زيرا به بعضى از آنها مىشود از طريق مشاهدات استدلال كرد و عده‌اى مبنى بر مشاهدات است . و آن نوعى كه خبر از آن حجّت است - از چيزهايى كه از مشاهدات دليلى بر آن نداريم - همچنين معجزه مىباشد . اگر گفته شود : ممكن است خبر از غيب ، دليل صدقش نباشد ؟ ! زيرا آنجا كه گفته مىشود :
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ
« 1 » حكم به زيانكارى ابو لهب كرده و اگر ايمان مىآورد مىگفت : منظور من اين بود كه اگر ايمان نياورد حكمش اين گونه باشد ، مانند آيهء ديگر كه گفته است :
مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ
« 2 » ، منظورش
هامش
( 1 ) يعنى : « بريده باد دستان ابو لهب » ، ( سورهء تبّت ، آيهء 1 ) . ( 2 ) يعنى : « هر كس به خداوند شرك بورزد ، بهشت بر او حرام است » ، ( سورهء مائده ، آيهء 72 ) .