و گفتهاند : مراد از آن زنان نبىّ ؛ « ساره و خواهر موسى و مريم و آسيه » است كه آنان را خداوند متعال هنگام ولادت فاطمه به سوى حضرت خديجه فرستاد .
اما « هامان » اشكالى ندارد كه قبل از فرعون ، شخصى به نام « هامان » باشد و كسى هم در زمان او به اين نام ناميده شود .
امّا پاسخ از اينكه گفته شد : پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - شعر نمىگفت و خداوند متعال به او دستور داده بود كه شعر نگويد تا با قرآن مخلوط نشود و قلب و زبانش در قرآن خالص باشد و وحى از فن شعر حفظ گردد ؛ زيرا مشركان مىگفتند :
قرآن ، شعر است در حالى كه مىدانستند شعر نيست و اگر آن حضرت به فن شعر معروف مىشد ، بر او ايراد وارد مىكردند كه : شاعر است و شعر مىگويد و قرآن معجزه نيست .
در اين مورد از ابو عبيده پرسيده شد و او پاسخ داد : قرآن سخنى است كه وزنش با وزن شعر موافق است و از آن قصد شعر نشده است و مثالهايش نزديك به شعر نيست و اندكى از سخن است كه وزن شعر داشته باشد . و آنچه روايت كردند كه پيامبر فرموده است : « انا النبى لا كذب » ، يا : « هل انت الّا اصبع دميت » ، خارج از وزن شعر است .
تفاوت اخبار كاهنان و منجمين با اخبار پيامبران و ائمه ( ع )
( 1 ) مىگويند : منجمين و كاهنان هم از آينده خبر مىدهند و گاهى خبرشان موافق با آنچه خبر مىدهند مىباشد . پس اخبار آنان چه فرقى با اخبار پيامبران و امامان دارد ؟
در پاسخ مىگوييم : پيامبران و امامان از واقعهاى به طور تفصيل خبر مىدهند نه به طور اجمال ، بدون اينكه در اين خبر دادن زحمت كشيده باشند و از چيزى كمك بگيرند . و حدس و تخمين هم در بين نيست و در همه آن گونه كه خبر دادهاند واقع مىشود بدون اينكه خلاف يا دروغى واقع شود .
ولى اخبار منجمين با حساب كردن و نظر نمودن به طالع به طور حدس و تخمين است . و بعضى با واقع ، موافق مىشود و بعضى ديگر چنين نيست ؛ چنانچه گاهى