و از آن جمله است آيهء : «
مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ * تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ
» « 1 » كه وزن آن چنين است :
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن * فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن
باز گفتهاند : مانند اينها در سخن پيامبرتان نيز موجود است ، افزون بر اين ، خود گفته است : « باكى ندارم كه چه چيزى بياورم ، اگر ترياك بياورم يا به تميم تعلق پيدا كنم يا از جانب خود شعر بگويم » .
( 1 ) سپس در جنگ حنين گفته است :
انا النبي لا كذب * انا ابن عبد المطلب « 2 »
و در جنگ خندق هم در پاسخ انصار كه مىگفتند :
نحن الّذين بايعوا محمّدا * على الجهاد ما بقينا أبدا « 3 »
مىگفت :
لا عيش الا عيش الآخره * فاكرم الانصار و المهاجره « 4 »
باز گفته است :
غير الا له قط ما ندينا * و لو عبدنا غيره شقينا
فحبذا ربّا و حبذا دينا « 5 » و هنگامى كه در جنگ انگشتش زخمى شد ، گفت :
هل انت الا اصبع دميت * و في سبيل اللَّه ما لقيت « 6 »
هامش
( 1 ) سورهء تحريم : آيهء 5 .
( 2 ) يعنى : « من پيامبر هستم دروغ نيست ، من زادهء عبد المطلب مىباشم » .
( 3 ) يعنى : « ما كسانى هستيم كه با محمّد بر جهاد بيعت كرديم مادامى كه هستيم تا ابد » .
( 4 ) يعنى : « زندگى نيست مگر زندگى آخرت ، خداوندا ! انصار و مهاجر را گرامى دار » .
( 5 ) يعنى : « غير از خدا كسى را پرستش نمىكنيم و اگر جز او را پرستش كنيم بدبخت هستيم و چه خوب خدايى ! و چه خوب دينى است » .
( 6 ) يعنى : « تو فقط يك انگشت هستى كه خونىشدهاى و در راه خداوند مجروح گشتهاى » .