بعضى مىگويند كار بندگان است ، متعارض مىباشند ، وقتى كه اين گونه شد لازم است توقف كنيم و هر كدام را تجويز نماييم و خبر اگر طورى نشد كه از آن براى همهء عقلا علم حاصل شود ، ممكن است در آن شبهه واقع گردد . باز اين از جهتى صحيح است و آن جهت اين است كه جماعتى اين خبر را روايت كردهاند به اندازهاى هستند كه نمىشود بر كذب اتفاق كنند و اشتباه و شبهه هم نمىتواند باشد . اين وقتى است كه جماعتى بدون واسطه از مخبر خبر دهند ، ولى اگر واسطه باشد بايد تمام شروط را در واسطه يا واسطهها رعايت كرد تا اينكه به مخبر برسد ، وقتى كه اين گونه توانستيم صحّت خبرى را ثابت كنيم ، صحّت معجزات و احكام شرع را نيز بر آن بنا مىگذاريم .
پاسخ به برخى از ايرادات
( 1 ) قبلا گفتيم كه مخالفان ، ايرادات زيادى وارد مىكنند و مىگويند : اگر در عالم سنگى پيدا شده كه آهن را به سوى خود مىكشد ، لازم نيست از كسى كه درخت را به سوى خود مىكشد پيروى كنيم ؛ زيرا شايد به كمك چيزى اين كار را انجام مىدهد . و سخن خود را تأكيد مىكنند و مىگويند : اقراركنندگان و قبولكنندگان معجزات پيامبران ، توانائيهاى مردم را امتحان نكردند و نهايت آن را نمىدانند و بر طبايع عالم آگاهى ندارند كه چگونه مىشود از آنها كمك گرفت و به اكثر آنها احاطهء علمى ندارند و به جايى كه ممكن باشد نرفتهاند و قدرت آنها را امتحان نكردهاند و مقدار حيلههاى آنها و وسائل شعبدهبازان و اشكال آنان را نديدهاند .
پاسخش اين است كه : نفس ما لزوما علم پيدا مىكند كه نمىشود اينها را دفع كرد و آنچه آنان مىگويند در عالم نيست ؛ چنانچه نفس ما علم پيدا مىكند كه در عالم سنگى نيست كه اگر انسان آن را نگهدارد ، زندگى جاودانى يابد و اگر آن را بر مرده بزند زنده شود و اگر بر چشم نابينا بگذارد بينا گردد . و نيز در عالم چيزى نيست كه پاى بريده را برگرداند و نه چيزى كه مرض مزمن و طولانى را از بين ببرد و