ابو اسحاق مىگويد : ابو على در جواب او گفته است : ممكن است در طبيعت چيزى باشد كه ستارگان را جذب كند و كوهها را در هوا به حركت در آورد و مرده را بعد از اينكه پوسيده شده زنده كند . و ممكن نگردد ميان چيز عادى و غير عادى و ميان چيزى كه در آن حيله به كار رفته و چيزى كه حيله در آن به كار نرفته فرق گذاشت ، مگر اينكه تمام شرق و غرب عالم را بگردى و توانائيهاى مردم را بشناسى .
ولى اگر قبول كند كه ضرورتا مىشود ميان چيز عادى و غير عادى و حيله و غير حيله فرق گذاشت ، بايد قبل از اينكه عالم را بگردد به معجزات نظر كند . و لازم نيست در اينكه بفهمد جذبكننده معجزه است تمام توانائيها و طبايع را بشناسد . از اين رو اگر يك نفر ادعاى پيامبرى كند و خاك كوهى را جذب نمايد ، مىفهميم كه در آن حيله به كار نرفته و پيش از اينكه شهرها را بگرديم و طبايع را بشناسيم ، به صدق او پى مىبريم .
ابو اسحاق مىگويد : تمام چيزهايى كه در مورد خاصيت سنگها گفتهاند دروغ است و كسى گفت : براى او در سبدى افعى بياورند و زمرّد را در چشم او گذاشت ولى چشم افعى كور نشد . پس تمام آنچه گفته با شروطى كه در معجزه قرار داديم ساقط مىشود و نزد اهل بينش ، نقش بر آب مىشود و كسى كه انگيزهاش را براى كشف اسرار نيرو مىبخشد و به بعضى از آنها مانند آهن ربا پى مىبرد و به بعضى ديگر پى نمىبرد .
اثبات معجزات انبيا و اوصيا به طرق گوناگون
( 1 ) چه بسا بعضى از انكاركنندگان معجزات پيامبر و امامان بگويند :
روايتكنندگان معجزات يك يا دو نفر مىباشند و در اين موارد نمىشود با يك يا دو راوى ، قطع پيدا كرد . و معجزات چيز خارق العادهاى هستند و بايد معلوم و متيقّن باشند نه ظنّى و متوهم .
پاسخش اين است كه : اخبار معجزات پيامبر و امامان از راههاى مختلف و