با آن كوهها و شهرها را انتقال داد .
اما اينكه مىگويند : قبولكنندگان معجزات پيامبران توانائيهاى مردم را امتحان نكردند تا آخر ، پاسخش اين است و همچنين هيچ يك از منكرين پيامبران طبايع عالم را امتحان نكردهاند و نمىدانند در آن چيست تا بدانند كه تمام حيوانات از حلقشان مىميرند و هيچ حيوانى نيست كه نميرد و هميشه بماند و تغيير هم پيدا نكند و شايد در عالم آتشى هست كه نسوزاند ؛ زيرا اگر قواى عالم را امتحان نكرده و به خواصّ و پنهانيهاى آن آگاه نشدند ، لازم مىآيد تمام حقايق قلب شوند و باطل گردند .
( 1 )
سخنان منكرين نبوّت و امامت
( 2 ) بدان كه منكرين پيامبران دو گروه هستند : يك گروه ملحدين و دهريين و گروهى موحدين براهما . و ما فيلسوفان را هم از ملحدين و دهريين مىدانيم كه اجتماع كردند بر باطل كردن پيامبرى پيامبران و انكار معجزات آنان و تبديل آنها تصريحا يا تلويحا و گمان كردند تصحيح كار پيامبران منجر مىشود به اين كه كار و تأثير طبيعتها را باطل بدانيم كه اين هم نمىشود . و تمامى آنان در معجزات پيامبران و امامان اشكال كردهاند حتى اينكه گفتهاند در قرآن تناقض و اختلاف است و اخبارى يافتهاند كه مىگويند مخبرين اينها بر خلاف آن اخبار هستند .
از جملهء آنهاست آيهء :
لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا
« 1 » ، آنگاه مىگويند : شما خود مىگوييد كه « يحيى بن زكريا » را يكى از پادشاهان كشت و سر پدرش زكريّا را با ارّه بريدند ، علاوه خيلى از مؤمنينى داريم كه به دست كفار كشته شدند .
و نيز در قرآن آمده است :
إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
« 2 » در حالى كه عدهء زيادى از مردم ازدواج كردند ولى فقير ماندند و يا اصلا بر فقرشان افزوده شد .
هامش
( 1 ) سورهء نساء ، آيهء 141 .
( 2 ) سورهء نور ، آيهء 32 .