اژدهايى شد كه تمام طنابها و عصاهايى كه ساحران انداخته بودند را بلعيد و اين فورا بر ساحران معلوم شد و هنگامى كه اين معجزات را در عصا ديدند فهميدند كه كار آسمانى است و جز خدا كسى بر آن قدرت ندارد . پس از اين معجزات يكى تبديل شدن عصا به مار است .
دومى خوردن عصاها و طنابهاى آنهاست با اينكه زياد بودند .
سومى از بين رفتن طنابها و عصاها در ميان شكم كه يا پراكنده شدند و يا در آن فرو رفتند و يا اينكه فانى شدند ، اگر كسى اين را ممكن بداند .
چهارمى برگشتن عصا به صورت اوّل بدون كم و زياد است . و هر عاقلى مىداند كه مثل اين كارها تحت قدرت بشر واقع نمىشود . از اين رو تمام ساحران به حقانيت موسى - عليه السّلام - اعتقاد پيدا كردند . عده زيادى از مردم هم با آنان به توحيد و نبوّت اقرار كردند و اسلام آنان حجّت بر فرعون و قوم او گرديد .
معجزهء حضرت موسى ( ع ) و ايمان آوردن ساحران
( 1 ) امّا در معجزات پيامبران و اوصيا - عليهم السّلام - دشمنانشان در آنها تفتيش و تفحص مىكردند و بر هيچ جهت حيلهاى در آن وقوف پيدا نمىكردند . و همچنين كسانى كه مىخواستند - نعوذ باللَّه - دروغ و عيبهاى آنان را كشف نمايند و معجزاتشان را تفتيش مىكردند كه آيا صحيح است يا نه ؟ ولى بر هيچ مكر و حيلهاى آگاهى نيافتند .
مگر نمىبينى كه ساحران فرعون بشدت معجزهء موسى را تفتيش مىكردند و بعد ، از همهء مردم داناتر شدند كه كار موسى سحر نيست ؛ زيرا آنان آگاهترين مردم روى زمين به سحر بودند . از اين رو ايمان آوردند و به فرعون گفتند : «
وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآياتِ رَبِّنا لَمَّا جاءَتْنا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ
« 1 » .
و وقتى كه فرعون آنان را به قتل مىرساند ، مىگفتند :
لا ضَيْرَ إِنَّا إِلى رَبِّنا
هامش
( 1 ) سورهء اعراف ، آيهء 126 .