تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
دانستيم كه ميان اين دو شعر فرق عادى و خارق العاده نيست ، وقتى كه اين ثابت شد و ما نتوانستيم ميان كلمات قصار سوره‌هاى بلند و ميان فصيحترين شعر عرب فرق بگذاريم و ميان دو كلام ، آن تفاوتى كه قبلا ذكر كرديم ظاهر نشد ، پس براى چه فرق كم حاصل شد ولى فرق زياد حاصل نگرديد ؟ و براى چه با تقارب ، اشتباه بر طرف شد ولى با تفاوت بر طرف نشد ؟

اعتراضات بر صرف

( 1 ) اعتراضات بر صرف فراوان است : اينكه گفتند : فرق ميان فصيحترين كلام عرب و قرآن ، مختص بود به فصيحانى كه به معارضه خواسته شدند ، پاسخش اين است كه اگر اين فرق به آنان اختصاص داشت با اين كه تفاوت زيادى با قرآن داشتند ، به غير آنان نيز مىتواند باشد و خلاف آن را دانستيم . امّا كسى كه فرق ميان اشعار جاهليت و اشعار جديد را انكار مىكند ، اگر مورد خطابش را عوام الناس قرار مىدهد كه در آن حرفى نيست ولى اگر به كسانى كه فصاحت را مىفهمند اشاره كند ، اين بر آنان مخفى نيست . اگر كسى گويد « صرف » از چه چيزى واقع شد ؟ خواهيم گفت : صرف از اينكه آنان را بازداشت تا كلام و سخنى بياورند كه مساوى قرآن يا قريب به آن در فصاحت و طريقهء نظمش باشد . هر كس كه مىخواست با قرآن معارضه كند ، فصاحتش سلب مىگرديد ؛ زيرا علومى كه به وسيلهء آنها قدرت پيدا مىكرد ، طبق عادت ، ضرورتا از فعل خداوند است بنا بر اين ، اگر با شعر منظوم با آن معارضه مىكردند ، اين معارضه محسوب نمىشد . و شاهدش اين است كه پيامبر اكرم معارضه را مطلق گفت ، نه به شيوهء خاص و به اين جهت كه مطلق گذاشته است آنان در معارضه با يك ديگر ، با فصاحت و طريقهء نظم معارضه مىكردند . از اين رو هيچ وقت خطيب ، شاعر را به معارضه نمىطلبيد و نه شاعر خطيب را . و اگر در منظور او شك مىكردند ، سؤال مىنمودند و چون نپرسيدند ، معلوم است كه غرضش را فهميده‌اند و اگر نمىفهميدند با شعر با او معارضه مىكردند كه