است ، بر نبوّت محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - دلالت مىكند ؛ زيرا آن كار خداى متعال است ، پس بر نبوّت آن حضرت دلالت مىكند و معجزهء اوست . و اگر كار پيامبر باشد در حالى كه او به خاطر خارق العاده بودن فصاحتش قادر بر آن نيست ، علاوه ، خداوند در آن ، علوم خارق العادهاى هم قرار داده است و هنگامى كه فرمايش آن حضرت را فهميديم كه قرآن از جانب خداوند است نه از جانب او ، اين سخن را مىپذيريم نه حرف ديگر را « 1 » .
( 1 )
اعجاز قرآن در لفظ و معنا
( 2 ) قول سوّم و چهارم از فرمايش خداوند متعال كه گفته است :
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« 2 » ، گروه اوّل اين فرمايش را بر معناى قرآن حمل كردهاند و گروه دوّم آن را بر لفظ ، و آيهء شريفه شامل هر دو مىباشد .
پس بنا بر هر دو قول ، قرآن مىتواند معجزه باشد ( هم لفظا و هم معنا ) چون تناقض و اختلاف به صورتى كه مخالف عادت باشد ، در آن وجود ندارد « 3 » .
( 3 )
اعجاز قرآن در اخبار از غيب
( 4 ) اما كسى كه وجه اعجاز قرآن را « اخبار از غيب » مىداند ، پس شك و شبههاى در اين نيست كه معجزه است ، ولى اين چيزى نيست كه با آن قصد معارض طلبيدن داشته باشد ؛ چون بسيارى از قرآن خالى از اخبار از غيب است و همچنين تحدى به يك سورهء معين قرار نگرفته است « 4 » [ پس قرآن كلا معجزه است نه فقط آن سورهها و آياتى كه مربوط به اخبار از غيب است . و اللَّه اعلم ] .
( 5 )
اعجاز قرآن در نظم
( 6 ) اما كسانى كه گفتهاند قرآن كريم به خاطر اختصاصش به يك اسلوب
هامش
( 1 ) مدرك سابق .
( 2 ) سورهء نساء ، آيهء 82 .
( 3 ) همان مدرك .
( 4 ) همان مدرك .