تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
تشخيص بدهيم . ميان فاضل و غير فاضل اين شاعران و سخن آن خطيبان فرقى مانند ممكن و معجزه و چيز عادى و چيز خارق العاده نيست ؛ چون اگر تمام شاعران به اندازهء دو شاعر طائى فصيح بودند ، بعد كسى شعرى مانند شعر امرئ القيس را مىآورد ، اين معجزه نبود . همچنين اگر تمام بليغان عصر ما در يك طبقه بودند ، كلام عبد المجيد و ابراهيم بن عباس و مانند آن دو خارق العاده و معجزه نمىنمود . اگر اين ثابت شد ، پس فرق ميان كلمات قصار سوره‌هاى مفصّل و فصيحترين قصيده‌هاى عربى براى ما ظاهر نيست ، به آن ظهورى كه ذكر كرديم و شايد اگر ظهورى بود - مىگذاشتند . پس اين ظهور از چيزهايى است كه غير ما بر آن آگاهى يافته است ولى علم ما به آن نرسيده است - پس دلالت مىكند بر اينكه مردم از معارضه دست كشيدند « 1 » . ( 1 )

معجزه بودن قرآن در فصاحت

( 2 ) اشبه به حق و نزديك به حجّت بعد از قول قبلى ، سخن كسى است كه گفته است : وجه اعجاز قرآن مجيد ؛ خارج بودن « فصاحت » آن از روال عادى مىباشد ، پس ما زاد از عادت ، معجزه است ؛ چنانچه عادت خداوند متعال در قدرت بر اين تعلّق گرفته است كه به معجزه ملحق شود ، پس همين گونه است « قرآن مجيد » « 2 » . ( 3 )

در معجزه بودن فصاحت با نظم

( 4 ) بدان كسانى كه قائل شده‌اند كه وجه اعجاز قرآن « فصاحت » بيش از اندازه و خارق العاده بودن آن است ، دو صنف شده‌اند ؛ عده‌اى فقط « فصاحت » را گفته‌اند و از نظم سخنى نرانده‌اند و برخى ديگر « فصاحت را با نظم و اسلوب مخصوص » معجزه شمرده‌اند . هر دو گروه مىگويند وقتى كه ثابت شد كه « فصاحت » قرآن خارق العاده
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 92 / 128 . ( 2 ) بحار الأنوار : 92 / 128 .