تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
مخصوص و غير معهود معجزه است ، ولى نظم بدون فصاحت نمىتواند مطلقا جهت اعجاز قرآن باشد ؛ چون در نظم تفاضل واقع نمىشود ، اين سخن مىتواند كافى باشد ؛ چون در قبلى مىتوانست عادتا مشاركت واقع شود « 1 » ؛ چنانچه روشن گرديد . ( 1 )

اعجاز قرآن در نظم و تأليف

( 2 ) اما كسى كه گفته است « نظم و تأليف قرآن » كه از بندگان محال است ، معجزه مىباشد ؛ مانند آفريدن جواهر و رنگها كه محال است ، اين سخن اگر كلى گفته شود ، باطل است ؛ زيرا ما بر تمام حروف قدرت داريم و كلام هم تماما از حروفى كه هر متكلمى بر آن قدرت دارد ، تركيب يافته است . اما « تأليف » پس اطلاقش بر قرآن مجاز است ؛ زيرا حقيقت آن در احكام است و منظور در قرآن اين است كه دنبال يك ديگر واقع شوند ، اگر مراد اين باشد ، اين را مردم نمىتوانند ؛ چون آنان فاقد علم فصاحت و فاقد ايقاع حروف هستند ، نه اينكه محال باشد ؛ چنانچه غير شاعر نمىتواند شعر بگويد ؛ چون از آن آگاهى ندارد نه اين كه از قدرت او خارج بوده و محال باشد ، و هر وقت محال بودن اين ، به فقد علم برگردد ، اين خطاى در عبارت است نه معنا . ( 3 )

صرف و اعتراض بر صرف و پاسخ آن

( 4 ) توضيح اينكه : اگر فقط فصاحت خارق العاده بود ، بايد ميان آن و شيواترين سخن عرب ، تفاوت شديدى كه بين ممكن و معجزه وجود دارد ، داشته باشد و فرق و فاصلهء اين دو ، مشتبه نمىشد ، چنانچه ميان دو كلام فصيح ، مشتبه نمىشود ، اگر چه فرقى مانند ممكن و معجزه ندارند . مگر نمىبينى فرق ميان شعر طبقهء اوّل از شاعران با شعر محدثين كه با اوّلين نظر فهميده مىشود ؟ و نياز نداريم در تشخيص اين فرق به كسى كه در فصاحت به نهايت رسيده است ، رجوع كنيم .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 92 / 128 .