تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠
معجزه گفت و عوام الناس اين را انكار مىكنند كه كسى بگويد : قرآن معجزه نيست ؛ يعنى بر صحت نبوّت دلالت نمىكند و بندگان هم بر آن قادر هستند ، اما اينكه معجزه است به معناى خارق العاده بودن آن ، اين به عالمان مبرّز مربوط است . افزون بر اين ، اگر علت اعجاز قرآن را فقط فصاحت بدانيم ، قبح لازم مىآيد ؛ زيرا آنان مىگويند : كسانى كه از عرب و عجم بر كلام و سخن گفتن قدرت داشته باشند ، بر آوردن مثل قرآن قادر خواهد بود ، در حالى كه براى او علومى مثل فصاحت قرآن وجود ندارد .

اعتراض به برهان « صرف »

( 1 ) اگر اعجاز قرآن « صرف ( باز داشتن ) » باشد ، اين اشكال پيش مىآيد كه چرا خداوند قرآن را در كمترين فصاحت قرار نداد تا اينكه در باب اعجاز ، عجيب باشد ( يعنى هم اقل فصاحت باشد و هم نتوانند مثل آن را بياورند ) . پاسخ اينكه : اگر اين گونه مىكرد ممكن بود ، ولى مصلحتى است كه اقتضا مىكند قرآن بر همان فصاحت خود باشد و از آن كم نشود . و در باب معجزات لازم نيست كه كارى عجيب باشد بلكه آنچه را كه مصلحت است انجام مىدهد بعد از اينكه دلالت بر اعجاز در آن قائم باشد . سپس اين اشكال پيش مىآيد كه چرا خداوند متعال قرآن را فصيحتر از آنچه هست قرار نداد ؟ پس هر چه گفتند همان پاسخ ما خواهد شد از آن سؤال . و كسى نمىتواند بگويد وراى اين فصاحت چيز ديگرى نيست ؛ زيرا غايتى كه كلام فصيح به آن منتهى مىشود ، غير متناهى است « 1 » .

اعتراض ديگر به برهان « صرف »

( 2 ) اعتراض ديگر اينكه : اگر اعجاز قرآن در « صرف ( بازداشتن ) » باشد ، اين بر
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 92 / 130 .