محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - ، - نعوذ باللَّه - سخنان او را به خود نسبت دهد و ادعا كند كه قرآن معجزهء اوست ؟ ! ! ! پاسخش اين است كه : ما ضرورتا مىدانيم كه قرآن مختص آن حضرت است ؛ چنانچه در مورد اشعار و مصنفات ، صاحبان آنان را مىشناسيم مانند اشعار امرئ - القيس يا كتاب عين خليل . قرآن مجيد هم از آن حضرت ظاهر گشته و از او شنيده شده و در ميان مردم حرفى كه دلالت كند بر اينكه قرآن از غير او ظاهر شده ، ديده نمىشود . و مردم اصلا اين سخن را جايز نمىدانند ، چگونه در حكمت حكيم سبحان جايز است به كسى اين گونه تمكين بدهد و حال آنكه محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - در زهدش از دنيا و آزاد نفسيش از اول كارش تا آخر كارش معلوم بود ، پس چگونه اين اتهامات به او مىچسبد ؟ ! « 1 » .
عجز شعرا و بلغا در معارضه با قرآن
( 1 ) اگر بگويند شايد گذشتگانى مانند امرئ القيس و امثال او اگر معاصر آن حضرت مىشدند ، مىتوانستند با قرآن معارضه كنند ! در پاسخ مىگوييم : اگر معارضه خواستن با « شعر » بود ، اين سخن صحيح مىنمود ، علاوه ، در زمان پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - هم افرادى بودند كه بلاغتشان از گذشتگانى مثل امرئ القيس كمتر نبود و كسانى بودند كه از آنان در بلاغت قويتر بودند . و رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - هم آنان را مجبور نكرد كه از جانب خودشان بياورند ، بلكه مىتوانستند مثل قرآن از سخنان خودشان و از سخنان كسانى كه قبل از آنان بودند ، بياورند .
اگر مىدانستند در سخن آنان چيزى هست كه مىتواند با قرآن برابرى كند مىآوردند و مىگفتند : اين سخن كسى است كه پيامبر نيست ، ولى در بلاغت مساوى با قرآن است .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 92 / 126 .