سرم را بلند نمودم كه امام صادق - عليه السّلام - را ديدم ، سوار بر باد بود و باد گاهى او را پايين مىآورد و گاهى بالا مىبرد .
فرمود : اى داود ! بدهى تو پرداخت نخواهد شد ، مگر اينكه قرآن را حفظ كنى .
پرسيدم : چه چيز شما را به اينجا آورده است ؟
فرمود : در نواحى خزر و چين ، كارى داشتم ، از خداوند خواستم كه مرا بر باد سوار كند و خدا هم مرا بر آن سوار نمود و ديدم كه تو غمگين هستى خواستم تو را دلدارى بدهم .
داود مىگويد : قرآن را نوشتم تا اينكه حفظ كردم و خداوند قرضم را ادا نمود « 1 » .
فضل و برترى ائمه ( ع ) بر مردم
( 1 ) 17 - محمّد بن مسلم مىگويد : نزد امام صادق - عليه السّلام - بودم كه معلّى بن خنيس با حال گريان ، وارد شد ، حضرت پرسيد : چرا گريه مىكنى ؟ ! گفت : دم درب ، جماعتى هستند كه مىپندارند شما هيچ فضل و برترى بر آنان نداريد . و شما و آنان مساوى هستيد . حضرت مدتى سكوت كرد و سپس يك طبق خرما خواست و از ميان آنها يك خرما برداشت و هستهاش را در آورد و خورد و آن هسته را نيز در زمين كاشت و روييد و ميوه آورد . يكى از آنها را دو نيمه كرد و خورد و از ميان آن ، ورقهاى در آورد و به معلّى داد و فرمود : بخوان . در آن نوشته شده بود :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
، لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ
، على المرتضى [ و ] الحسن و الحسين ، و على بن الحسين ، ( همه ائمه ( ع ) را شمرده بود ) يكى يكى تا حسن بن على و فرزندش ( امام زمان - عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف - ) « 2 » .
محصول دادن درخت خشكيده
( 2 ) 18 - ابو مريم مدنى نقل مىكند : به حج رفتم پس وقتى نزديك مسجد شجره
هامش
( 1 ) اثبات الهداه : 5 / 460 ، حديث 255 .
( 2 ) اثبات الهداه : 5 / 411 ، حديث 146 .