زنده شدن پرندگان توسط امام صادق ( ع )
( 1 ) 14 - حسين بن زيد مىگويد : به امام صادق - عليه السّلام - گفتم مرا از فرمايش خداوند متعال به حضرت ابراهيم كه فرمود : « اولم تؤمن » آگاه كن . حضرت فرمود :
دوست دارى كه مانند آن را ببينى ؟
گفتم : بلى .
پس چاقويى برداشت و برخاست و كبوتر و كلاغ و طاوس و بازى را ذبح كرد و آنها را قطعه - قطعه نمود و به هم مخلوط كرد و بعد يك - يك آنها را ندا داد .
ديدم كه گوشتها بعضى به يك ديگر چسبيدند و دوباره همان پرندگان ، به وجود آمدند « 1 » .
احسان امام صادق ( ع ) به داود رقى
( 2 ) 15 - داود رقى مىگويد : نزد امام صادق - عليه السّلام - بودم كه به من فرمود :
چرا رنگت تغيير كرده است ؟
گفتم : بدهى زياد آن را اين گونه كرده است . و قصد كردهام كه از راه دريا به « سند » بروم و برادرم فلانى را بياورم .
حضرت فرمود : اگر خواستى برو .
گفتم : وحشت دريا و طلاطم آن مانع من مىشود .
حضرت فرمود : اى داود ! كسى كه تو را در خشكى حفظ مىكند ، در دريا نيز نگهدار تو مىباشد . اى داود ! اگر اسم و روح من نبود ، رودخانهها جارى نمىشدند و ميوهها نمىرسيدند و درختان سبز نمىگشتند .
داود مىگويد : سوار كشتى شدم و 120 روز از نزديك ساحل مىرفتيم كه روز جمعهاى قبل از ظهر ، ديدم آسمان ابرى است . و نور درخشانى از بالاى آسمان
هامش
( 1 ) در جلد دوم ، در معجزات امام صادق - عليه السّلام - در حديث چهارم گذشت .