( 1 )
دلايل و براهين امام حسن بن على ( ع )
به ثمر نشستن درخت خشكيده
( 2 ) 1 - عبد اللَّه كناسى از امام صادق - عليه السّلام - نقل مىكند كه : روزى امام حسن - عليه السّلام - با يكى از فرزندان زبير كه به امامت آن حضرت قائل بود ، به بيرون شهر رفتند . در منزلى زير نخل خشكى فرود آمدند و آن نخل در اثر نبودن آب ، خشك شده بود . زير آن درخت ، براى امام حسن - عليه السّلام - زيراندازى گستردند و حضرت بر روى آن نشست و آن مرد زبيرى هم مقابل آن حضرت ، زير درخت ديگرى نشست . آن مرد زبيرى سرش را بالا گرفت و گفت : اى كاش ! اين درخت ، خرما داشت و از آن مىخورديم ! امام حسن - عليه السّلام - به او فرمود : ميل به رطب دارى ؟
گفت : بلى .
حضرت سر خود را بالا گرفت و دستانش را به سوى آسمان برد و دعا كرد .
ناگهان درخت خرما سبز شد و برگ دار گشت و خرما آورد . شخصى كه با آنها بود و شترانش را كرايه داده بود ، گفت : به خدا سوگند ! اين سحر است ! حضرت فرمود : واى بر تو ! اين سحر نيست . بلكه دعاى پسر پيامبرى است كه مستجاب الدعوه مىباشد . پس از درخت ، بالا رفتند ، خرماها را چيدند و خوردند و آن خرماها بهترين خرما بود و آنها را كفايت كرد « 1 » .
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 43 / 323 ، حديث 1 .