پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - نيز دست راستش را بيرون آورد ؛ على - عليه السّلام - دستش را بر سينه رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - گذاشت و فرمود : اى ام ملدم ! خارج شو ؛ چون او بندهء خدا و پيامبر اوست .
سعد مىگويد : رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - نشست و ازار از دوشش افتاد و فرمود : اى على ! خدا تو را به چند خصلت فضيلت داده و از فضيلتهاى تو اين است كه دردها را مطيع تو گردانيده است . و از هر چيزى باز دارى و نهى كنى ، به اذن خدا نهى مىشود « 1 » .
نمونهاى از قدرت على ( ع )
( 1 ) 19 - يك نفر خارجى با مرد ديگرى دعوا كرد و نزد على - عليه السّلام - آمدند و حضرت ، ميان آنان به حكم خدا و پيامبر ، قضاوت كرد . اما آن مرد خارجى گفت :
در قضاوت ، عدالت به خرج ندادى ! ! حضرت فرمود : دور شو « 2 » اى دشمن خدا ! پس آن مرد به صورت سگى درآمد و لباسهايش به هوا پريد . دم خود را تكان مىداد و از چشمانش اشگ مىريخت .
حضرت به حال او دلسوزى نمود و دعا كرد ، مجددا به صورت انسان برگشت و لباسهايش از هوا به تنش برگشتند .
آنگاه على - عليه السّلام - فرمود : آصف ( بن برخيا ) وصى حضرت سليمان نيز مانند اين كار را انجام داد چنانچه خداوند در كتابش از او نام برده و داستان او را به اين صورت نقل كرده است كه :
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
« 3 » آيا پيامبر شما نزد خداوند گراميتر است يا سليمان ؟ گفتند : پيامبر ما .
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 41 / 202 ، حديث 16 .
( 2 ) در عربى « اخسأ » است كه به سگ مىگويند .
( 3 ) يعنى : « آن كسى كه علمى از كتاب داشت ، گفت : من آن را ( تخت بلقيس ) در يك چشم بهم زدن نزد تو مىآورم » ( سورهء نمل ، آيهء 40 ) .