نيازى به دنياى تو دارد ؟ ! سپس فرمود : خدايا ! اينها را بگير كه من احتياجى به آنها ندارم .
گواهى حجر الأسود بر امامت امام سجاد ( ع )
( 1 ) 2 - ابو خالد كابلى مىگويد : بعد از شهادت امام حسين - عليه السّلام - و برگشتن امام سجاد - عليه السّلام - به مدينه طيبه ، ما ، در مكّه بوديم . محمّد بن حنفيّه به من گفت : نزد على بن حسين برو و از طرف من به او بگو كه : من بعد از برادرانم امام حسن و امام حسين - عليهما السّلام - ، بزرگترين اولاد امير المؤمنين على - عليه السّلام - هستم و براى امامت شايستهتر مىباشم . پس سزاوار است كه امامت را به من تسليم نمايى . و اگر شكّ دارى ، داورى انتخاب كن تا بين ما حكم كند .
راوى گويد : نزد امام سجاد رفتم و پيغام محمّد بن حنفيّه را به حضرت ، رساندم .
حضرت فرمود : بر گرد و به او بگو : « اى عمو ! از خدا بترس و چيزى را كه خدا براى تو قرار نداده ، ادّعا نكن . اگر قبول ندارى پس حجر الأسود بين ما حكم كند و او به نفع هر كس كه حكم نمود ، او امام است » .
ابو خالد مىگويد : جواب حضرت را رساندم و او قبول كرد . و هر دو با هم به مسجد الحرام رفته تا اينكه مقابل حجر الأسود رسيدند . امام فرمود : عموجان ! چون تو مسنّتر هستى ، جلو برو و از او براى امامت خودت گواهى بخواه .
محمّد بن حنفيه پيش رفت ، دو ركعت نماز خواند ، دعا كرد و از حجر الأسود گواهى خواست ، ولى جوابى نشنيد .
بعد از او امام - عليه السّلام - پيش رفت ، دو ركعت نماز خواند و فرمود : اى سنگى كه خدا تو را شاهد قرار داده بر كسانى كه به زيارت خانهاش مىآيند ، اگر من صاحب امر و امام واجب الاطاعه هستم ، گواهى بده تا عمويم بفهمد كه او حقّى در رابطه با امامت ندارد .
پس حجر الأسود به امر خدا با زبان عربى آشكار گفت : « اى محمّد بن على ! امامت با على بن حسين است و اطاعت او بر تو و بر جميع بندگان واجب است » .