حضرت فرمود : به خدا قسم ! كه من اين گونه كشته مىشوم و اگر به عراق هم نروم مرا خواهند كشت . اگر مىخواهى ، مقتل خود و يارانم را به تو نشان دهم .
سپس دستش را بر صورت ام سلمه كشيد ، خداوند به او بصيرت داد تا اينكه همهء آنها را ديد . حضرت مقدارى از تربت آنجا را برداشت ، در شيشهاى ديگر گذاشته به او داد و فرمود : هر وقت اين دو شيشه ، خونى گرديد ، بدان كه من كشته شدهام .
ام سلمه مىگويد وقتى روز عاشورا فرا رسيد ، بعد از ظهر به هر دو شيشه نگاه كردم و ديدم خونى شدهاند . ام سلمه گريه و شيون نمود . در آن روز ، هيچ سنگى را بلند نكردند مگر اينكه زيرش خون تازه يافتند « 1 » .
پيشگويى امام حسين ( ع ) در بارهء شهادت يارانش
( 1 ) 5 - امام سجاد - عليه السّلام - مىفرمايد : شب عاشورا امام حسين - عليه السّلام - ايستاد و رو به يارانش نمود و فرمود : اينها قصد كشتن مرا دارند نه شما را . اگر مرا بكشند با شما كارى ندارند . پس شما آزاديد كه برويد و خودتان را نجات بدهيد ؛ چون اگر بمانيد فردا همگى كشته خواهيد شد .
اصحاب عرضه داشتند : ما تو را تنها نمىگذاريم و زندگى بعد از تو ارزشى ندارد . حضرت فرمود : همه شما به شهادت مىرسيد و يك نفر هم باقى نمىماند . و همان گونه شد كه امام فرموده بود « 2 » .
هامش
( 1 ) بحار : 45 / 89 ، حديث 27 .
( 2 ) بحار : 45 / 89 ، حديث 27 .