تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
( 1 )

باب پنجم : در معجزات امام زين العابدين ( ع )

برخورد امام سجاد ( ع ) با عبد الملك مروان

( 2 ) 1 - امام باقر - عليه السّلام - فرمود : روزى عبد الملك بن مروان در خانه خدا طواف مىكرد و پدرم در پيشاپيش او طواف خود را انجام مىداد و به او توجهى نداشت . و عبد الملك هم او را نمىشناخت . عبد الملك گفت : اين شخص كيست كه در مقابل ما طواف مىكند و به ما توجهى نمىكند ؟ گفتند : اين شخص ؛ على بن حسين است . پس به جايگاه خود رفته و نشست و گفت : او را نزد من آوريد . حضرت را آوردند . عبد الملك گفت : اى على بن حسين ! من كه قاتل پدرت نيستم چرا نزد من نمىآيى ؟ امام فرمود : قاتل پدرم دنيا را از پدرم گرفت ولى پدرم آخرت او را خراب كرد . اگر تو نيز دوست دارى چنين شوى پس باش . عبد الملك گفت : هرگز ، ولى نزد ما آى تا از دنياى ما بهره برى ! حضرت نشست و رداى خود را گشود و دعا كرد : « خدايا ! حرمتى را كه دوستانت نزد تو دارند آن را نشان بده » در اين هنگام ، رداى حضرت پر از مرواريدهاى درخشان شد كه شعاع نورشان ، ديدگان را خيره مىكرد . حضرت خطاب به عبد الملك فرمود : كسى كه چنين حرمتى نزد خدا دارد چه