پس در اين هنگام ، محمّد بن حنفيه پاى حضرت را بوسيد ، و گفت : امامت ، حقّ شماست .
و در روايت ديگر چنين آمده است كه : به امر خدا حجر الأسود گفت : اى محمّد بن على ! على بن حسين آن حقى است كه در او شك راه پيدا نمىكند و واجب الاطاعه مىباشد . به او گوش بسپار و اطاعتش كن .
محمّد گفت : شنيديم ، شنيديم ( اطاعت مىكنيم ) اى حجّت خدا در زمين و آسمانش ! گويند : اين كار محمّد بن حنفيه براى رفع شكّ از مردم بود و خود او شكّى در امامت حضرت سجاد - عليه السّلام - نداشت « 1 » .
ضمانت آهو توسط امام سجاد ( ع )
( 1 ) 3 - جابر بن يزيد جعفى از امام باقر - عليه السّلام - روايت مىكند كه فرمود :
پدرم ( امام سجّاد ) با عدّهاى نشسته بود كه ناگاه آهويى از صحرا آمد و مقابل ايشان ايستاد . همهمه كرده و دستهايش را به زمين مىكوبيد .
بعضى از اصحاب عرض كردند : يا بن رسول اللَّه ! اين آهو چه مىگويد ؟ گويا شما را مىشناسد .
حضرت فرمود : او مىگويد يكى از پسران يزيد از او يك بچه آهويى طلب كرده است و او نيز به شكارچىها دستور داده تا يكى را شكار كنند . و ديروز آنها بچهء مرا گرفتهاند در حالى كه به او شير نداده بودم . مىخواهم كه بچهام را برگردانند تا به او شير بدهم و سپس به آنها بدهم .
امام - عليه السّلام - شخصى را به دنبال شكارچى فرستاد و او آمد . حضرت فرمود :
اين آهو مىگويد كه شما بچهاش را گرفتهايد و او را شير نداده است و از من مىخواهد كه از تو بخواهم تا بچهاش را به او برگردانى .
هامش
( 1 ) كافى : 1 / 348 ، حديث 5 .