تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
شكافتن ، و دريدگى كه عفونت يابد ، و هويدا شدن استخوان از زير گوشت ، و خراشى كه خون آيد ، و جابجائى استخوان ، و سوراخ شدن آن در هر يك از اينها ديهء معينى قرار داد . پس هر استخوانى كه بشكند و التيام يابد بدون عيب و علَّت و جابجاشدنى ، پس ديهء آن معلوم است ، و چون استخوان بشكند ولى جابجا نشود ، ديهء شكستن و آشكار شدن آن نيز معلوم است ، و معلوم است استخوان هر عضوى كه بشكند و از جاى خود بدر آيد ديهء آن چه مقدار آن عضو است « 1 » و ديهء جابجا شدن آن نيم ديهء شكستن آنست ، و ديهء زخم كه تا به استخوان برسد يك چهارم ديهء شكستن آنست اين مربوط به اعضائى است كه لباس آن را ميپوشاند ، جز قلم دست و انگشتان ، و در زخمى كه بهبود نيابد يك سوّم ديهء آن استخوانيست كه آن زخم در آنجا است ، و چون يكى از دو چشم كسى آسيب ديد ، براى تعيين مقدار آسيبديدگى با پارچه و تخم مرغى ديدهء آسيب ديدهء او را محكم مىبندند و با چشم سالم تا حدودى را كه مىبيند نظر كرده علامت ميزنند ، سپس ديدهء ناسالم او را باز كرده و چشم سالم او را همانطور مىبندند و او مينگرد تا حدودى كه ديگر آنجا را نمىبيند معيّن ميكنند ، سپس تفاوت را مىسنجند و ديه را بدين حساب معيّن ميكنند ( و همه اين امور در صورتيست كه حدقه سالم مانده باشد ) و قسامة و سوگند را هم با آن بر شش جزء و شش تن قرار مىدهند به همان مقدار و
هامش
« 1 » در شكستن استخوان هر عضو يك پنجم ديهء آن عضو است ، و اگر بدون عيب اصلاح شود چهار پنجم ديهء شكستن آن مثلا اگر پا يا دست بشكند خمس ديهء آن را ضارب بايد بپردازد و اگر بىعيب التيام يابد چهار پنجم شكستن آن كه هشتاد مثقال طلا يا 80 دينار مىشود بايد بپردازيد .